دست نوشته شماره 96

نوشته شده توسط اس جی



وقتی همه چی طبق خواسته ی تو داره پیش میره، باید به یه جای داستان شک کنی !!! این روزا کم میشه اینطوری شرایط واسه یکی رقم بخوره ... نمی دونم !!! اما خدا منو ببخشه، بنده ی خدا که عددی نیست !!! وجدان که داشته باشی، از همه چی می ترسی، حقی رو پامال نکنی، ی رو از خودت ناراحت نکنی ... اما خب، بین یه اشتباهِ کوچیک و یه اشتباهِ بزرگ تر، اگر فقط بتونی یکی رو انتخاب کنی، باید احمق باشی که اشتباهِ بزرگتر رو انتخاب کنی ... از اولش هم اشتباه بود، اما واقعا راست میگن، ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست ... اینه که خدا تو قرآن می فرماید : "ای انی که ایمان آورده اید، به سوی خداوند توبه کنید، توبه های خالص"

آره، قسمتِ مهم همین جاست : "توبه های خالص"

اینکه توبه کنی و خودتم بدونی که توبه ات توبه نیست، نمیشه خالص ... از ته دل !! نباید فقط واسه یه اشتباه توبه کرد، می تونی واسه درست انجام ندادنِ یک کار حتی توبه کنی، واسه خوب نبودنت، واسه وقتی که فقر رو گوشه کنارِ خیابون های این شهر دیدی و کاری نکردی، واسه وقتی که پول هاتو شمارش می کردی و بی خبر از فقرا واسه خودت آینده سازی می کردی که آره، اینو می م، اونو می م !!! واسه وقتی که اعتیاد رو دیدی، تو دیدی که چطور پدر مادرِ یک بچه ی چهار پنج ساله جلوی فرزندشون شیشه مصرف می !!! تو دیدی و ساده از کنارش رد شد ... تو صورت هایی رو دیدی که فریادِ کمک کمک سر می دادند، کاری نکردی ... کاری نکردی !!! تو بخشنده نبودی، وقتی فقط خودت رو می بینی، تو چیزی از بخشش نفهمیدی ... فکر کن اینجا آ ِ خط باشه، وقتی ازت بپرسند واسه انسانیت چیکار کردی، چی می خوای بگی !؟ همیشه نباید توبه کرد که خدایا منو ببخش، واسه کارایی که ، واسه اشتباهاتم، یه بارم که شده توصیف کن کلمه ی انسانیت رو !!! بگو خدایا، منو ببخش، واسه کارای خوبی که می تونستم انجام بدم و ندادم ... شدید به این اعتقاد دارم که این بستر واسه هر ی درست نمیشه، بعضی وقت ها خدا یکی رو دوست داره که توی راهش چیزایی قرار میده که اون بتونه کارهای خوب انجام بده !!! نمی دونم منظورمو می فهمین یا نه !؟ این یه امتحان هم می تونه نباشه، فقط خدا بستر رو واست آماده کرده، نمی خواد ببینه تو کارِ خوب رو انجام میدی یا نه، فقط می خواد بهت بگه، تو می تونستی کارِ خوب رو انجام بدی ... این به وجدانِ خودت بر می گرده که چقدر واست مهمه کارِ بد انجام ندی و برع کارِ خوب انجام بدی یا نه فقط کارِ بد انجام ندی و کارِ خوب انجام دادن هم واست مهم نباشه ... اوه، بحث فلسفی شد !!!

وقتی فلسفی صحبت می کنی گاهی خودت هم نمی فهمی چی میگی !!! والا !!! ملت هم که بعضی ها دنبالِ همین چیزا هستند، دنبالِ یکی می گردن که نه خودشون می فهمند طرف چی میگه، نه طرف می فهمه چی میگه ها، ولی بعد میگن اَاَاَاَ دیدی طرف چقدر روشنفکر بود !؟؟ غافل از اینکه خودِ طرف هم نمی دونه داره چی میگه بابا !!! این روزا هم که مُد شده همه ادای روشنفکری در میارن، حتی اگر شده از نرده های کنارِ پله ها آویزون بشن که یه وقت از روی پرچمِ کشوری که دشمنِ خونینِ ما بوده و هست رد نشوند، بعد دیگه میشن روشنفکر ... دیگه یعنی خیلی خوب !!! یعنی یه چیزی تو مایه های قهرمانِ داستانِ ما آقای x !!! شما خوبی داداش، روشنفکری ... خلاصه !!! پس بحث رو فلسفی نکنیم بهتره، بذار روشنفکرای قل سازش کوک بمونه، ایی که نباید بفهمند، نمی فهمند، حالا تو خودتو بُکُش !!! بگذریم ...

یه بار دیگه هم اشتباه، حتی وقتی می دونی "قهوه های واقعی همشون تلخ اند" باز هم سراغِ قهوه ی شیرین رو می گیری و این از ساده بودنِ توست ... حتما که نباید رو پیشونیِ طرف بنویسند ، وقتی باشی از ده فرسخی داد می زنه که این ه !!! والا ...

خدایا منو ببخش، واسه اشتباهاتم، واسه وقت هایی که می تونم کارِ خوب انجام بدم و نمیدم، واسه وقت هایی که یادم میره تو رو، انسانیت رو !!! واسه وقت هایی که یه جوری زندگی می کنم که انگار می خوام صد سال زنده بمونم !!! یه خط کُد باید نوشت با کلمه ی مُردن یا یه سیمیکالون تهش !!! تا یادم نره ... یادم میره ... یادم میره مرگ هم هست ! قبرستون ها رو می بینم و از مرگ چیزی نمی شنوم ... تاریخ رو می خونم و عبرت نمی گیرم ... گذشته ها رو می بینم و نمی تونم آینده رو حدس بزنم !!! ببخش منو که فراموش می کنم ... خدایا منو ببخش که می دونم "خداوند توبه کنندگان را دوست دارد"