مراتب عبادات

محمدامین مروتی

در حدیث آمده است که یک ساعت فکر !!! بهتر از هفتاد سال (یعنی دقیقا یک عمر) عبادت است. در واقع عبادات اشکال مختلف دارند و !!! دمندان عبادات مهم تری علاوه بر عبادات عوام دارند. مولانا در همین مضمون حدیثی دیگر از !!! نقل می کند که به حضرت علی می گوید بهترین عبادت برای تو مصاحبت با عقل و عاقلان است:

گفت پیغامبر علی را کای علی

شیر حقّی پهلوانِ پردلی

لیک بر شیری مکن هم اعتماد

اندر آ در سایة نخل امید

اما عاقل !!! ی است که قوة استنباط شخصی دارد و وابستة به نقل از دیگران نیست:

اندر آ در سایة آن عاقلی

کِش نداند بُرد از ره، ناقلی

یا علی از جملة طاعات راه

بر گزین تو سایة خاصِ اله

هر !!! ی در طاعتی بگریختند

خویشتن را مَخلصی[1] انگیختند

تو برو در سایة عاقل گریز

تا رهی زان دشمنِ پنهان‌ستیز

از همه طاعات، اینَت بهترست

سبق ی !!! بر هر آن سابق که هست[2]

این عاقل پیر راهدان و طی طریق کرده است. چنان که خضر نسبت به موسی مظهر عقل و دانایی بود:

چون گرفتت پیر، هین تسلیم شو

همچو موسی، زیر حکم خضر رو

اما شرط استفاده از این پیر آن است که با تمام وجود در خدمت او باشی و طاعت او کنی و به داستان خضر و موسی باز می گردد که موسی حکمت اعمال او را نمی دانست و مرتب بدو اعتراض می کرد:

صبر کن بر کار خضری بی نفاق

تا نگوید خضر : "رو هذا فراق"

گرچه کِشتی بشکند تو دم مزن

گرچه طفلی را کُشد تو مو مکن

دست او را حق چو دست خویش خواند

تا یدالله فوقُ ایدیهِم براند

دست حق میراندش زنده‌ش کند

زنده چه بود جان پاینده‌ش کند

مولانا از این پیش تر می رود و می گوید حتی ان !!! که بدون مصاحبت مستقیمِ پیری، این راه را طی کرده، به دم و همت پیری از راه دور بدان مهم توفیق یافته است:

هرکه تنها نادرا این ره برید

هم به عَون[3] همت پیران رسید

دست پیر از غایبان کوتاه نیست

دست او جز قبضة[4] الله نیست

 



[1] مخلص : راه خلاص

[2] یعنی با این کار از همه !!! سبقت می گیری

[3] عون : یاری

[4] قبضه : مشت. تصرف. قدرت