من خارم و به سایۀ گل جا گرفته ام

وین رنگ و بو ز صحبت گلها گرفته ام

پروانه ام که سوخته ام در طواف شمع

شمعم ز اشک دیدۀ خود پا گرفته ام

آن ذره ام که راه به خورشید برده ام

آن قطره ام که جای به دریا گرفته ام

آن شاهدم که شهد وَ لایت چشیده ام

آن بنده ام که دامن مولا گرفته ام 

یک عمر در عزای عزیزان گداختم

این درس را زلالۀ صحرا گرفته ام

جز آستان عشق دگر نیست درگهی

من هر چه را که دارم از آنجا گرفته ام

منت پذیر لطف حسینم که سالهاست

دامان او به دست تمنا گرفته ام

پر می زند دلم به سوی مسجد الحرام

کآنجا سراغ مهدی زهرا گرفته ام

دیدم که مادر از همه !!! مهربان تر است

من برده دست و دامن زهرا گرفته ام

از !!! من محَبت محبوبۀ خدا

یک چندخوشه  توشۀ عقبا گرفته ام

فایل صوتی