کی می رسم به لذت در خواب دیدنت؟

سخت است سخت ازلب مردم شنیدنت


هر که این ستاره ی دنباله دار راـ

یک قــــرن پیش دیده زمان دمیــدنت ـ


از مثل سیــــل آمدنت حرف می زند

از قطره قطره بر دل خـــــارا چکیدنت


پروانه ها به سوختنت فکر می کنند

تک شاخ ها به در دل توفان دویدنت 


من...من ولی به سادگی ات،مهربانی ات

گه گاه هم به عادت ناخن جویدنت!


آ انار کوچک هم بازی نسیم! 

دیگر رسیده است زمان رسیدنت


پایین بیا که کاسه ی دریوزگی شده ست

زنبیل من به خاطر از شاخه چیدنت


یا زودتر به این زن تنها سری بزن ـ

یا دست کم اجازه بده من به دیدنت...


پانته آ صفایی بروجنی