!!! ت باش
حرف نزن
گوشهایم از حرف های تو زنگ زده..
دیگر یاد گرفتم
عشق را در رویا ببینم
بوسه های شیرین را در ع !!! ها ببینم
آرام تر نفس بکش
وقتی آه میکشی دلم خسته میشود
ساعت مچیت را باز کن
ماقرار نیست دیگر باهم قرار بذاریم...
پنجره را ببند
دستانت را باز نکن
آغوش من سالهاست خواب رفته..
مرا ناز نکن
نازنین هم از یاد رفته..
تنها دلم خواب می خواهد..
روزی در پس این پنجره
بی هوا خواهم رفت
آنقدر دورکه برایم فاتحه بخوانی