وبلاگ 24.اطلاعات

امروز چیزی ننوشتم

درخواست حذف وبلاگ

:: امروز چیزی ننوشتم


یکی دو ماه قبل با کتاب و نویسنده‌ای آشنا شدم که غم و شادی را با هم در من ایجاد کرد. خوشحالی از این که چنین نویسنده‌ای را کشف !!! و ناراحتی از اینکه چرا اینقدر دیر! حسی را به من داد که حدود یکی دو سال قبل با خواندن اولین کت !!! که از «روبرتو بولانیو» نویسنده‌ی شیلیایی ترجمه شده بود به من دست داده بود. اینکه در سایه‌ی غولهای مطرح و محبوب ادبی که سیطره‌ی خاصی بر ادبیات ترجمه‌ی ما دارند !!! ی را شناختم که نام و نشانش در حد آن بزرگان نیست اما داستان‌هایی داشت که مرا واقعن از خود متأثر کرد. مجموعه‌ی «شرم نوشتن» (نشر نیکا) از بولانیو که خواندنش را به همه پیشنهاد می‌کنم چنین حسی را به من منتقل کرد که باعث شد مجموعه‌ی دیگرش به نام «آ !!! ین غروب‌های زمین» (نشر چشمه) را هم بخوانم و اتفاقن این یکی نیز آن حس را ادامه داد.
بگذریم!
«امروز چیزی ننوشتم» مجموعه‌ای از داستانک‌ها و یادداشتهای نویسنده‌ی روسی «دانیل خارمس» [1905-1942] است که توسط (انتشارات ققنوس) و ترجمه‌ی متعهّدانه «رضا مرتضوی» منتشر شده. این اولین کت !!! است که از این نویسنده به فارسی ترجمه شده است. در ابتدای کتاب مقدمه‌ی خوب و کاملی است که این نویسنده را که بیش از هفتاد سال قبل درگذشته معرفی می‌کند اما این معرفی در مرتبه‌ی دوم ارزش قرار دارد وقتی اولین داستان-متن کتاب را می‌خوانی. خارمس که من با همین یک کتاب او را در قفسه‌ی ذهنی خودم در قسمت نوابغ جای می‌دهم !!! بزرگ و مسلّم «ابزوردیسم» است. آن هم ابزوردیسم روسی که قطعن تفاوت بسیاری با همین تفکر در اروپا دارد. اصرار دارم این ابزوردیسم را از نهیلیسم روسی که نمایندگان بزرگی چون «داستایوسکی» دارد مجزا کنم[1] و به نظرم همین مسئله این کتاب و نویسنده‌اش را بسیار خاص می‌کند. تشخّص دیگر «خارمس» این است که برای رسیدن به غایت ابزورد دست به فضاسازی‌هایِ فانتزیِ معمولِ این ژانر نمی‌زند بلکه از دنیای رئال و واقعی اطراف انسان برای نشان دادن عمق این معناباختگی[2] استفاده می‌کند. او خود در نامه‌ای به دوست بازیگرش «کلودیا پوگاچفا» می‌نویسد:
«
اینها تنها یک مشت کلمه روی کاغذ نیستند بلکه به اندازه‌ی این جوهردان کریستالی که در برابر من روی میز است، واقعی‌اند. انگار که این !!! ات تبدیل به چیزی می‌شوند، می‌توان آنها را از روی کاغذ برداشت و پرت کرد سمت پنجره تا پنجره بشکند. این قدرت کلمات است!»[3]
همانطور که پیشتر گفتم در مقدمه‌ی خوب این کتاب تمام این موارد بسیار بهتر و کامل به بحث گذاشته شده است. پس از توضیح اضافی می‌گذرم و شما را اکیدن به خواندن این کتاب توصیه می‌کنم.
البته در مقایسه‌ای که بین «خارمس» و «بولانیو» !!! شانس بولانیو برای دیده شدن بیشتر است. به هر حال او از !!! ی لاتین، منبع ادبیات جهان می‌آید و همین برای مخاطب ادبیات به حد کافی کنجکاوی برانگیز است اما «خارمس» طناز از جایی می‌آید که گر چه زمانی معدن ادبیات فخیم بوده اما امروز آن معدن را متروک می‌دانند.
این کتاب را بخوانید!

[1] برای مطالعه نهیلیسم روسی ن.ک به: «آسیا در برابر غرب» داریوش شایگان-نشر فرزان روز

[2] این اصطلاح را از !!! حسین پاینده در کتاب «بکت و تئاتر معناباختگی» وام گرفته‌ام.

[3] از مقدمه کتاب



برچسب ها : امروز چیزی ننوشتم - کتاب ,روسی ,ادبیات ,همین ,«خارمس» ,چیزی ,نهیلیسم روسی ,اولین کت !!!
امروز چیزی ننوشتم کتاب ,روسی ,ادبیات ,همین ,«خارمس» ,چیزی ,نهیلیسم روسی ,اولین کت !!!
جنازه های بسیار

درخواست حذف وبلاگ

:: جنازه های بسیار

حسن بصری از خانه بیرون نگریست. جنازه ای دید. تا از خانه بیرون جنازه را برده بودند به طلب جنازه می رفت و می گریست. مردی پیش آمدش. پرسید حسن که: «جنازه ای دیدی، از پس او جنازه های بسیار؟»

گفت: یکی جنازه دیدم، از پس او مردم بسیار.

حسن گفت: آن جنازه ای بود، از پس او جنازه های بسیار.

 

                                                                                         تعلیقات بستان العارفین



برچسب ها : جنازه های بسیار - جنازه ,خانه بیرون
جنازه های بسیار جنازه ,خانه بیرون
امید آ !!! ین چیزی است که می‌میرد...

درخواست حذف وبلاگ

:: امید آ !!! ین چیزی است که می‌میرد...
و مرد افتاده  بود
یکی  آواز داد: دلاور برخیز!
و مرد هم چنان  افتاده  بود. دو تن  آواز دادند: دلاور برخیز!
و مرد هم چنان  افتاده  بود
ده ها تن  و صدها تن  !!! وش  برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد هم چنان  افتاده  بود
هزاران  تن  !!! وش  برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد هم چنان  افتاده  بود
تمامی  آن  سرزمینیان  گرد آمده، اشک ریزان  !!! وش برآوردند
دلاور برخیز و مرد به پای  برخاست!
نخستین  !!!   را بوسه ای  داد
و گام  در راه  نهاد

                                                                                 گابریل گارسیا مارکز

                                                                                         منبع                  



برچسب ها : امید آ !!! ین چیزی است که می‌میرد... - افتاده  ,برخیز ,دلاور ,چنان  ,برآوردند ,دلاور برخیز ,چنان  افتاده  ,برآوردند دلاور , !!! وش  برآوردند ,برآوردند دلاور برخیز , !!! وش  برآوردند دلاو
امید آ !!! ین چیزی است که می‌میرد... افتاده  ,برخیز ,دلاور ,چنان  ,برآوردند ,دلاور برخیز ,چنان  افتاده  ,برآوردند دلاور , !!! وش  برآوردند ,برآوردند دلاور برخیز , !!! وش  برآوردند دلاو
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به وبلاگ 24.اطلاعات میباشد. همچنین تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24.اطلاعات هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید.
All rights reserved. © WEBLOG24.INFO 2016