در این بحث ، بنا داریم به مضمون روایت !!! اکرم (ص) که فرمودند : " من مات و لم یعرف !!! زمانه مات میتة جاهلیة "، بپردازیم و با معنای صحیح جاهلیت در این روایت بیشتر آشنا شویم .
در معرفت !!! زمان
همان‌طور که اعتقاد به توحید و نبوت و معاد، بدون ایمان به ولایت !!! المومنین علیه‌السلام و برائت از غاصبین حق خلافت ارزشی ندارد، و به همانگونه که !!! و حج و دیگر عبادات ، بدون ولایت اهل بیت علیهم السلام پشیزی نمی‌ارزد ، همه این اعتقادات وعبادات اگر انجام شود وانسان به ولایت اهل بیت نیز ایمان داشته باشد ولی !!! زمان خویش را نشناسد ، از هیچ یک از معتقدات خود ، حتَّی از ولایت ائمه قبل نیز بهره‌امند نخواهد گردید .
بهترین سند بر ادعای فوق، روایت مشهوری است که اهل سنت وشیعه آن را نقل نموده وبر آن اعتماد کرده‌اند وآن اینکه ؛ !!! اکرم صلی الله علیه وآله و سلم فرمودند: « من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة ؛1 !!! ی که بمیرد و !!! زمان خویش را نشناسد ، به مرگ جاهلیت مرده است .

معنای جاهلیت در این روایت چیست؟
منظور از جاهلیت در این روایت ، ایام کفر وضل !!! قبل از !!! است .
بنابراین معنای حدیث چنین خواهد شد: اگر مسلمانی _ یعنی !!! ی که توحید ونبوت وقرآن وقیامت ودیگر مبانی دین را پذیرفته وبه واجبات دین اهتمام نموده است _ بمیرد و !!! معصوم زمان خویش را نشناخته باشد ، او نامسلمان مرده ، دین او همان کفر وضل !!! کفار ومشرکین قبل از !!! تلقی خواهد شد واز !!! ، توحید ، نبوت ، تقوی وعبادت خود نفعی نخواهد برد.
لفظ جاهلیت، در این نقل از حدیث، توصیف روشن‌تری یافته است .
راوی گوید: از !!! صادق علیه السلام پرسیدم: آیا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرموده‌اند: من مات ولا یعرف إمامه مات میتة جاهلیة ؛ !!! ی که بمیرد و !!! ش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است؟ فرمودند: آری ، عرض !!! : این جاهلیت به معنی جاهلیت ایام نادانی قبل !!! است ، یا منظور جاهلیت عدم آشنایی با !!! می‌باشد ؟ یعنی آیا جاهلیت چنین !!! ی در همه زمینه‌ها ومطلق بوده ویا در محدوده خاص !!! ت بوده و به دیگر محدوده‌های دین لطمه نمی‌زند؟
!!! فرمودند : « جاهلیته کفر ونفاق وضلال ؛2 جاهلیت او از سنخ جاهلیت کفار، منافقین وگمراهان است .»
یعنی جاهلیت مطلق بوده ، گمراهی از !!! ت مساوی با گمراهی در تمامی مبانی دین خواهد بود .3 پس علاوه بر معرفت اصل ولایت وشناخت حق اهل بیت علیهم السلام ، ما موظف به معرفت واطاعت وتسلیم در برابر !!! زمانمان علیه السلام نیز هستیم ومعرفت ولایت، ما را بی نیاز از معرفت آن حضرت نخواهد کرد. محمد بن تمام گوید: به !!! صادق علیه السلام عرض !!! : فلان !!! از دوستان شما اهل بیت است... او به ولایت !!! المومنین علیه السلام ایمان داشته ، ولی اوصیاء آن حضرت را نمی‌شناسد . !!! فرمودند: او گمراه است ، او مانند !!! ی است که به نبوت عیسی اقرار کرده نبوت !!! !!! صلی الله علیه وآله وسلم را انکار کند یا نبوت !!! اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را پذیرفته ونبوت عیسی را انکار نماید . ما به خدا پناه می‌بریم از !!! ی که حجتی از حجج الهی را انکار نماید .4
فرد دیگری نیز از !!! صادق علیه السلام می‌پرسد: !!! ی که به ائمه قبل معرفت داشته، فقط !!! زمان خویش را نمی‌شناسد، آیا چنین !!! ی مؤمن است؟ فرمودند: خیر .5
!!! صادق علیه السلام فرمودند: « من أقرَّ بالأئمّة من آبائی وولدی وجحد المهدی من ولدی کان کمن أقرَّ به جمیع الأنبیاء وجحد محمّداً صلَّی الله علیه وآله وسلَّم ؛ !!! ی که به !!! ت پدران من اقرار نموده ، !!! ت فرزندان (معصوم) مرا نیز بپذیرد ، ولی مهدی را که از فرزندان من خواهد بود انکار کند ، مانند !!! ی است که نبوت جمیع انبیاء را پذیرفته ، نبوت !!! اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را انکار نماید.»
!!! زمان علیه السلام
انکار !!! زمان(ع)، انکار نبوت است!
!!! صادق علیه السلام فرمودند: « من أقرَّ بالأئمّة من آبائی وولدی وجحد المهدی من ولدی کان کمن أقرَّ به جمیع الأنبیاء وجحد محمّداً صلَّی الله علیه وآله وسلَّم ؛ !!! ی که به !!! ت پدران من اقرار نموده ، !!! ت فرزندان (معصوم) مرا نیز بپذیرد ، ولی مهدی را که از فرزندان من خواهد بود انکار کند ، مانند !!! ی است که نبوت جمیع انبیاء را پذیرفته ، نبوت !!! اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را انکار نماید.» 6

نتیجه :
نکته این بحث در این است که بنابر روایات ، انکار یکی از ائمه در حکم انکار جمیع آن‌ها ودر حکم انکار رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بوده. چنین !!! ی قطعاً گمراه ومنحرف خواهد بود .7
و نکته ی دیگر اینکه ؛ در عصر ما شناخت !!! زمان حضرت مهدی علیه السلام از لوازم ایمان وسعادت ا !!! وی انسان وقبول اعمال او است. این اعتقاد است که او را از معرف دیگر ائمه ودیگر مبانی دینی ، بهره‌امند می‌سازد و راه سعادت و خوش بختی را برای او فراهم می‌کند.
فرآوری: زهرا اجلال
بخش مهدویت تبیان
پی نوشت ها :
1- این روایت را احمد حنبل در 3 موضع از کتاب مسند جلد 4 ، ص 96 و ج 3 ،ص 446 وج2 ، ص 83؛ بخاری در صحیح 5: 13 وبیش از بیست کتاب دیگر از کتب اهل سنت آن را نقل کرده‌اند . در کتب شیعه مرحوم علامه مجلسی این روایات را در بحار الانوار ، جلد 23/ باب 4 طی چهل حدیث گوناگون جمع کرده است.
2- کافی ، ج 1 ، ص 377
3- علامه امینی رضوان الله علیه صاحب کتاب گرانسنگ الغدیر می‌فرمودند: در سفری به !!! ، دانشمندان آن دیار، به دیدار من آمدند، در مجلسی از بزرگان اهل سنت آن منطقه، یکی از آنان به من رو کرده گفت: آیا در !!! جز ولایت و !!! ت ، اصلی دیگر وجود ندارد که تو فقط درباره ولایت وغدیر ومفاهیم مربوطه می‌نویسی؟! آیا !!! ، توحید ندارد ، نبوت وقرآن واخلاق واحکام ندارد ؟ من هر چه فکر !!! که به این فرد سنی در مجمعی از اهل سنت چه جو !!! بدهم که دندان شکن باشد ، چیزی به ذهنم نیامد . قلبا به حضرت !!! المومنین علیه السلام متوسل شدم که: من در این جمع زبان شما اهل بیت هستم . مرا یاری دهید تا بتوانم از منطق شما دفاع کنم . به عنایت مولا به ذهنم رسید که به این حدیث شریف استناد کنم ، لذا روایت : (من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة) را خوانده، مدارک آن را بیان کرده معنای آن را توضیح دادم وگفتم: این کار را فقط از ولایت می‌گویم ومی نویسم ، سلیقه من نیست ، بلکه فرمایش رسول خدا در این حدیث است که !!! ی که ولایت ندارد ، از توحید ونبوت ومعاد وقرآن واحکام بهره‌ای نمی‌برد. وآنها هم !!! ت شدند .
4- بحارالانوار ، ج 23 ، ص 97 و98
5- کمال الدین،ص 410
6- کمال الدین، ص411
7- بحار الانوار ، ج23 ، ص 95 تا 98