میخواستی سکوت را به گفتن ترجیح دهم؟

میخواستی میان حرف ها ناگهان دستی مرا به درون یک مشت فکر لعنتی بیاندازد؟

میخواستی شب ها از تمام این کابوس ها و سیاهی هایی که به جانم انداختی خوابم نبرد؟

 میخواستی برایم تمام اهنگ ها حتی ان هایی که مرا از ته دل میخنداندند حتی به تکان ماهیچه ی کوچکی از چهره ام ختم نشوند؟

خب توانستی...بعدش چه؟

دیگر میخواهی با من چه کنی؟ هان؟!