افتاده و صحنه چیده 
گوشها تیز و دم ها بریده  
ِ
روی صحنه همه بی قرارند
دشمن و دوست در انتظارند

صحنه در چیدمان نهایی
منتظر مانده تا تو بیایی

آ این نامه شاه اش تو هستی 
این شب تیره ماهش تو هستی

بی تو این قصه پایان ندارد 
یوسف قصه باید بیاید
یوسف قصه باید بیاید 
یوسف قصه باید بیاید ...