درود به خونواده ی بزرگ جی تیم

خیلی خوشحالم که یک ماه دیگه رو هم توی جی تیم زندگی !!! و نفس کشیدم.

توی ماه آذر خییییلی اتفاقات بزرگ و فوق العاده رخ داد مثل رونمایی از پلن جدید و قوی شرکت بیز که به سمت بازاری !!! شبکه واقعی و سالم حرکت کرده و طبق ارزشهای سیستم جی تیم هستش که میتونه یه نقطه ی قوت برای ما جی تیمی ها باشه. چون ما همیشه در راستای بازاری !!! شبکه ای درست و سالم حرکت کردیم و هدفمون برطرف !!! نیاز اطرافیانمون بوده و هست.

یکی دیگه از اتفاقات خاص ماه گذشته برگزاری سمینار راهبران تیم خانوم شاهی و آقای مستوفی عزیز بود که توی اون جمع شاهد درخشش و رشد افراد زیادی بودیم. خیلی از افراد با تلاششون تونستن که خودشون رو به این سمینار برسونن و از تجربیات لیدرهای جی تیم استفاده کنن.

نکته ی جالب توی این سمینار حضور چهار !!! از استان اردبیل و شهر مشگین شهر بود. حالا چرا جالب بود؟ چون این افراد توی یه استان دیگه دارن کار میکنن و از لیدرهاشون خیلی دور هستن و حتی دفتر نمایندگی هم توی شهر خودشون ندارن اما با تمام این محدودیت ها و چالشها غیرتمندانه جنگیدن و رشد چشم گیری رو رقم زدن و چندین راهبر رو ایجاد !!! .

یه نکته ی درخشان توی این سمینار حضور یه راهبر جدید بود که مدتیه که باهامون همراه شده بود و داشت تلاش میکرد. روزای اول کارش اشتباهات زیادی داشت و خیلی جاها حرفمون رو گوش نمیکرد و عصبانی هم میشد

اما این پسر جوان به ماهیت برنده برنده بودن پی برد و تغییرات اساسی رو توی خودش به وجود آورد و پایه بودن و دیوانه بودن خودش رو بهمون اثبات کرد و تونست توی ماه گذشته هم مدیر بشه و هم راهبر.

این فرد !!! ی نیست جز آقای عابد روحی عزیییییز:

 

عابد جان باز هم صمیمانه بهت تبریک میگم و این رو بدون که این تازه اولشه و تا !!! مالی و زمانی خیلی مونده و باید با هم بجنگیم تا چرایی محکمی که داری و هدفای خوشگلت یکی یکی تیک بخورن. مخصوصا فورد موستانگ قرمزت...

جا داره اینجا یه خدا قوت هم بگم به پشتبانهای عزیزش آقای آرمین بخشی و آقای حسین پوررسولی عزیز که خیلی چیزها رو به عابد یاد دادن و پشتش بودن و قطعا توی این موفقیت نقش مهمی داشتن.

از اتفاقات ماه گذشته یه درس عالی میشه گرفت و اونم اینه که افرادی که به هدفشون میرسن قطعا بینش محکمی از آیندشون رو جلوی چشمانشون قرار دادن.

این بینش محکم ما از آینده دقیقا مثل طناب مکمی هستش که ما به اون طرف رودخانه ی پرتلاطم زندگیمون بستیمش و میخوایم حرکت کنیم به سمت هدفمونو وقتی که وارد رودخانه میشیم فشار و سرعت آب سعی میکنه که ما رو از مسیرمون منحرف کنه و میخواد که ما رو به پایین رودخانه بکشونه اما وقتی ما طناب رو محکم توی دستان خودمون گرفتیم و تحت هیچ شرایطی رهاش نمیکنیم هرچقدر هم که این رودخانه وحشی باشه نمیتونه ما رو از هدفمون که اون طرف رودخانه قرار داره دور کنه چون ما طناب محکمی رو به هدفمون بستیم و این طناب همون قدرت بینش ماست که نمیذاره از مسیرمون منحرف بشیم.

در رابطه با این موضوع میخوام بخشی ازکتاب ویکتور فرانکل با عنوان "انسان در جستجوی معنا" رو باهاتون به اشتراک بذارم:

سفر میکنیم به «شویتز» . شاید برای صحبت در مورد بینش جای عجیبی باشد. در خلال جنگ جهانی دوم، میلیون­ ها نفر، بسیاری از یهودی­ها، لهستانی­ها و رومی­ها در اردوگاهی نظیر این به قتل رسیدند. علت آمدن ما به شویتز، بررسی اهمیت بینش در بدترین شرایط ممکن است. اینجا بود که سومین محققی که بر من تاثیر گذاشت به یافته­­­هایش رسیدم، «ویکتور فرانکل» او در وین به کار روانکاوی مشغول بود، کار و زندگی­اش خوب بود ولی یهودی بود.
با آغاز جنگ جهانی، نازی­ها او را همراه هزاران نفر دیگر با کامیون باری به این دوزخ زمینی آوردند. وقتی به اینجا رسید، برای خودش، سه هدف تعیین کرد: اول، زنده ماندن، دوم: استفاده از مهارت پزشکی برای معالجه افراد و سوم: تلاش برای آموختن. فکرش را !!! ید، در بحبوبه آدم­سوزی !!! ی سعی کند بیاموزد، فرانکل به هر سه هدفش دست یافت. و پس از جنگ به وین بازگشت و کتابش را به نام انسان در جستجوی معنی نوشت و آموخته­ هایش را شرح داد.
فرانکل در کتابش تاکید کرده که اغلب زندانیان را بلافاصله !!! می­ !!! د ولی توجه او بیشتر به !!! انی است که همچون خودش در شرایطی وحشتناک به کار گمارده می­شدند. میلیون­ها نفر جان باختند اما در میان آن­ها که باقی ماندند ویکتور فرانکل رشته مشترکی یافت که برای بقایشان ضروری بود. تمام !!! انی که زنده ماندند کار مهمی داشتند که در آینده باید انجامش می­دادند. بگذارید تکرار کنم. تمامی !!! انی که زنده ماندند کار مهمی داشتند که در آینده باید انجامش می­دادند.
و اینجا دوباره همان الگو را می­بینیم، قدرت بینش نسبت به آینده، برای غلبه بر ناملایماتی که ظاهراً غلبه نیافتنی است.
بگذارید این نکته را با طرح یکی از داستان­های فرانکل روشن کنم. دو نفر قصد خودکشی داشتند، این در اردوگاه یک اتفاق عادی است، دوستشان با یادآوری آینده­شان، اصطلاحاً جانشان را نجات داد. آینده برای یکی­شان فرزند کوچکش بود که بسیار دوستش می­داشت و در کشوری غریب چشم انتظارش بود. برای دیگری، آینده یک انسان نبود، ا و دانشمندی بود که کتاب­هایی نوشته بود که هنوز ناتمام بود. کار او را !!! دیگری
 نمی­توانست تکمیل کند. و وقتی مسئولیت­شان را در قبال آینده، به یادشان آورد. آن را پذیرفتند و توان ادامه زنده ماندن را یافتند. این عامل برای فرانکل نیز موثر بود. او چنین می­نویسد:  «در واقع در میان اشک­های ناشی از درد و رنج، من مرتباً به مشکلات کوچک زندگی فلاکت­بارمان فکر می­ !!! . امشب به عنوان شام چه خواهند داد، اگر به عنوان جیره اضافی، سوسیسی به من دادند، بهتر نیست آن را با تکه­ای نان عوض کنم؟
بهتر نیست آ !!! ین نخ سیگاری را که از دو هفته پیش پاداش گرفتم، با کاسه ­ای سوپ عوض کنم؟ چطوری می­توان به جای نخی که یکی از بند کفش­هایم بود، قطعه سیمی بیابم؟ چه !!! ی می­تواند کمک کند تا به جای این پیاده­روی­های طولانی روزانه، در اردوگاه، کاری دست و پا کنم؟ از این که هر روز و هر ساعت، به چنین مسائل پوچ و بی­ ارزشی فکر می­ !!! ، متنفر بودم. افکارم را به زور به سمت دیگری سوق ­دادم. یک­باره خودم را در سالن پر نور و گرم و مسرت­بخش سخنرانی یافتم. مقابلم، حضار، روی صندلی­های راحت چرمی نشسته بودند و به دقت به حرف­هایم گوش می­ !!! د، داشتم درباره روانشناسی اردوگاه­های کار اجباری سخنرانی
می­ !!! . با همین شیوه توانستم تا حدودی افکارم را لحظاتی از آن وضعیت محنت­بار جدا کنم.» و حالا او آن­ها را !!! ­ای از گذشته می­داند. پیام فرانکل روشن است، برای من و برای شما، ضروری است که کاری برای انجام دادن در آینده داشته باشیم، بینش مثبت نسبت به آینده داشته باشیم. چون همین است که به زندگی­مان معنا می­بخشد.
فرانکل نوشت:
این خصیصه انسان است که فقط با نگریستن به آینده می­تواند زنده بماند و این تنها راه نجات او در دشوارترین لحظات حیات اوست

 

دقت کردید دوستان؟ داشتن بینش مثبت از آینده میتونه ما رو از فرش به عرش ببره. پس لازم و ضروریه که تصویر روشن و مثبتی از آینده ی خودمون داشته باشیم تا بتونیم بهش برسیم.

 

اما توی ماه گذشته افرادی رو داشتیم که تونستن با تلاش خودشون به عنوان برترین شناخته بشن:

 

برترین های آذر 95:

برترین !!! ده فروشی:

خانوم ها ندا مختار و پروانه پورعاشور

برترین تعهد:

آقایان آرمین بخشی و !!! حسین مشتاقی

برترین رشد تیمی:

خانوم فهیمه مشتاقی

 

دمتون گرم بچه ها و خدا قوت میگم بهتون

این فرصت رو دارید که !!! توی جمع برترین های تیم و لیدرها باشید و یه روز به یاد موندنی رو در کنار هم بسازیم...

 

زمستون داغی رو میسازیم...