اولین بار که به !!! زاده ای در حاشیه ی کویر قم رفتم...

!!! زاده ای که مادرم بسیار دوستش دارد ...

!!! زاده ای ساده و بدون زرق و برق ...

این غزل نا تمام ،هدیه ی هوای پاک !!! زادگان محمد و ابراهیم علیهما السلام است

 

دفن کن مرا به راه و رسم ساده ای
در طلوع ضلع شرقی !!! زاده ای
در هوای یک !!! زاده ی غریب که
رو به سوی او نرفته هیچ جاده ای
زیر سایه سار گنبدی بدون زرق و برق
زیر گیسوان بید تن به باد داده ای
دفن کن مرا حوالی همین کویر
جای آب بر مزار من بریز باده ای


اعظم سعادتمند