قدر یکدیگر

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم 

که تا ناگه زیکدیگرنمانیم 

چو مومن آینه مومن یقین شد

چرا با آینه ما روگرانیم؟

کریمان جان فدای دوست !!! د

سگی بگذار ، ما هم مردمانیم

غرض ها تیره دارد دوستی را

غرض ها را چرا از دل نرانیم؟

گهی خوشدل شوی از من که میرم

چرا مرده پرست و خصم جانیم؟

چو بعد مرگ خواهی آشتی کرد

همه عمر از غمت در امتحانیم

کنون پندار مردم ،آشتی کن

که در تسلیم ، ما چون مردگانیم 

چو بر گورم بخواهی بوسه دادن

رخم رابوسه ده، کاکنون همانیم

خمش کن مرده وار ای دل ، ازیرا 

به هستی متهم ما زین زبانیم