تحوّل در حوزه علوم انسانی، یکی از موضوعات زیربنائی است که در چند سال اخیر سرلوحه عزم جدّی نظام علمی کشور قرارداده شده است. تحوّل در این حوزه دارای ابعاد فراوانی است که خیزش عمیق عالمان !!! ی و حوزوی را طلب نموده است. در میادین و عرصه های گوناگون این حرکت، حتّی در جزئیّات نیاز به کنکاش و بازشناسی است. یکی از ابواب ورودی به این تحوّل، توجه به دانش فراهم آمده موجود و غربال گری آن است تا نه بدون دلیل از مواهب آنها محروم و نه بی مهابا در دام محصول آن گرفتار شویم. بدون شک، یکی از موارد علوم انسانی که نیاز به توجّه دارد، روش ها و ابزارهای تحقیق در حوزه علوم انسانی است. براین اساس، این مقاله برآن است تا در حوزه دین پژوهی 1، به کنکاش بپردازد و سؤال این است که: آیا بدون توجّه به مبانی تأسیسی مربوط به ابزار و روش های پژوهش در حوزه دین پژوهی، می توان از آنها انتظار داشت که در محیط فرهنگی !!! ی اعتبار و روائی داشته باشند؟ پاسخ، با غور در پژوهشهای این حوزه، قابل احصا خواهد بود.