فصل دوم

تحول خانواده: تداوم و تغییر

برطبق رویکرد چندنسلی[1]،  نسل‌های مختلف خانواده برهم تاثیر متقابل وپایا می‌گذارند و این باعث شکل‌دهی متقابل به زندگی آن نسل‌ها می‌شود. در هر مرحله‌ای که خانواده درحال گذر از آن است، تبادل‌های بهم آمیخته‌ای همزمان بین نسل‌ها جریان دارد. هرنسل برنسل دیگرتاثیرگذاشته وازآن متاثرمی گردد.بسیاری از خانواده درمانگرها مدعی‌ هستندکه مفهوم چرخه زندگی می‌تواند مبنای مفیدی برای بررسی مراحل قابل پیش بینی‌ای که خانواده آنها را طی می‌کند، باشد.همچنین اظهار می‌دارند که خانواده درهمان حالی که متحول می شود وساختارخودرا برای بروزفرایندهای ارتباطی جدیدتغییرمی دهد،بازهم برای حفظ ثبات خویش می کوشد

 

چارچوب مبتنی بر چرخه زندگی خانوادگی:

بسیاری از خانواده‌ها به رغم هرگونه ساختاریاترکیبی که دارند، مراحل قابل پیش بینی خاصی را پشت سر می‌گذارند. در هر مرحله یک رویداد خاص رخ می‌دهد رویدادی که به نظرزیلباخ شاخص مرحله‌ای خانواده[2] نام دارد و مست م تغییر و سازگاری مجدد با آن رویداد است. این مراحل به 2علت رخ می‌دهد: 1) به خاطر تغییر در ساخت ترکیبی خانواده 2) یک تغییر اساسی در فرآیند خودپیروی اعضا. هر خانواده باید با تکالیف تحولی که لازم است در هر مرحله بر آنها غلبه کرد، مواجه شود. به نظر چار فیشمن(درمانگرساختگرا)، هر خانواده در محیطی دایم غیربه سر می برد و مراحل انتقالی اصلی، مراحلی کلی اند. توانایی خانواده برای روبه رو شدن با مراحل بعد، بستگی به این دارد که مرحله یا مراحل قبل راتاچه اندازه به سلامت گذرانده باشد. اگر قسمتی ازاین مجموعه تکالیف، ناقص باشد تحول خانواده به تاخیر می‌افتد یا دچار تعلیق می‌شود مانند ترس والدین از ج فرزند کوچکشان برای رفتن به مدرسه.

ویژگی نظام خانوادگی در هنگام پیشرفت عبارت است از تداوم و تغییر. گاهی این تغییرات منظم، تدریجی و مداوم‌اند و گاهی ناگهانی و ناپیوسته. در هر 2صورت لازم است سازمان کلی نظام متحمل تغییروتحولاتی شود. زمانبندی نامناسب یا غیرمنتظره یک رویداد می‌تواند آسیب‌های فراوانی به بار آورد زیرا جریان قابل پیش بینی خانوده را بهم می‌ریزد؛مانند تولد کودک در دوره میانسالی والدین.

بسیاری از خانواده درمانگران معتقدند که نشانه‌های بیماری در عضو خانواده به احتمال زیاد درطی همین دوره‌های تغییر پدیدار می‌شوند و نشان دهنده این است که خانوده از لحاظ کنار آمدن با دوره انتقالی دچار مشکل شده است. امادر این ح نیز فرصتی برای خانواده فراهم می‌شود تا پاسخ های بارورتر و جدیدتری به کار گیرد.

برای آنکه بتوان به خانواده کمک کرد ساختار خود را تغییر دهد باید به این اصل اعتقاد داشت که خانواده نظامی است انعطاف پذیر که توان رشدوشکوفایی را دارد.

الگوی مرحله‌ای چرخه‌های زندگی خانوادگی

مراحل تحولی

دووال[3] و هیل[4] یک چهارچوب تحول نگررا برای بررسی خانواده مطرح نمودند. آنها فرض د که خانواده در طول حیات خود به تغییر شکل و کارکرد می‌پردازد و این فرایند در قالب مجموعه‌ای منظم و متوالی از مراحل تحولی صورت می‌گیرد. آنها به آن دسته از تغییرات سازمانی توجه می‌ د که خانواده می‌بایست در پاسخ به تغییرات ساختاری[5] خویش نشان دهد.

به نظر دووال  یک خانواده متعارف 8مرحله را پشت سر می‌گذارد:

1)      زوج‌های فاقد فرزند

2)      خانواده‌هایی که تازه بچه‌دار شده‌اند (فرزند حداکثر 2.5 سال)

3)      خانواده‌های دارای فرزند پیش دبستانی

4)      خانواده‌های با فرزند بین 6 تا 13 سال

5)      خانوده‌های با فرزند نوجوان

6)      خانوده‌هایی که فرزندانشان آنها را ترک می‌کنند

7)      والدین میانسال (دوه آشیانه تهی[6])

8)      والدین کهنسال

این مراحل باازدواج شروع می شوندوبامرگ هردوهمسربه پایان می رسند.در هرکدام از مراحل خانواده باید مجموعه‌ای از تکالیف تحولی را اجراکند. بدین ترتیب خانواده می‌تواند برای اجرای تکالیفی که باید در مراحل بعد بر آنها تسلط یابد، آماده‌تر عمل کند. پس تکلیف اصلی خانواده آن است که طی زمان، نقش‌های مناسب خویش را عوض کند.

چرخه زندگی فردی در درون چرخه زندگی خانوادگی اتفاق می‌افتد و کنش متقابل[7] این دو باعث تغییراتی خواهد شد که در هر یک از آنها روی می‌دهد. به خانواده‌هایی که از چرخه زندگی خود منحرف می‌شوند باید کمک کرد تا مجددا در مسیر تحولی خویش قرار گیرند. پس هدف اصلی خانواده درمانی عبارت است از احیای توان تحولی خانواده.

انتقال‌های خانوادگی و رفتار نشانه دار(بیمارگون)

رویکرد مبتنی بر چرخه زندگی، زمینه ارزشمندی برای درک بدکاری فرد و خانواده فراهم می‌آورد مخصوصا برای طرفداران نظریه ساخت گرا که ادعا دارند در خانواده‌های برخوردار از ساخت بدکار، مشکلات زمانی به وجود می‌آیند که آن  خانواده به یک نقطه انتقالی رسیده است اما انعطاف لازم و توان تغییر برای انطباق بااین شرایط درحال تغییررا ندارد. راهبردنگرها نیز ظهور نشانه‌های بیماری را علامتی دال بر ناتوانی خانواده در حرکت به سمت مرحله بعدی می‌دانند.

بارن هیل[8] و لانگو[9] با پیگیری مراحل هشت گانه دووال توانستند نقاط انتقالی خاصی را مشخص کنند که هر خانواده در هر مرحله باید آنها را حل کند.آنهامعتقدند خانواده هم مانند انسان می‌تواند در یک دوره ی تحولی خاص تثبیت[10] یامتوقف شود و از انتقا‌ل‌های لازم در زمان مناسب باز ماند. همچنین می‌تواند در زمان بروز فشار روانی به مرحله قبل که با موفقیت گذرانده، برگردد. در این خانواده نشانه بیماری که در عضوی از آن ظاهر می‌شود حاکی از آن است که خانواده در حل تکلیف کنونی‌اش موفق نبوده است.

کارتر و مک گلدریک معتقدند جریان اضطراب در خانواده با محرک‌های تنش‌زای افقی و عمودی ارتباط دارد. محرک‌های عمودی[11]: الگوهای ارتباطی و کارکردی که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند مانند نگرش‌های خانوادگی.

محرک‌‌های افقی[12]: رویدادهای اضطراب‌زایی که خانواده بهنگام حرکت در طول زمان و کنار آمدن با تغییرات با آن برخورد می‌کند مانند مرگ نابهنگام.

اگرفشارهای محورافقی به قدرکافی واردشوند،خانواده دچاربدکاری خواهدشد.اما اگردرخانواده ای محور عمودی قبلا حاوی فشار روانی شدیدی باشد، مقادیراندک فشار افقی هم می‌تواند باعث بی‌نظمی خانواده شود. نقطه تلاقی این دو محور در حکم عامل تعیین کننده کیفیت و مهارت خانواده در برخورد با یک نقطه انتقالی است.بنابراین خانواده درمانگران باید به 2عامل توجه داشته باشند: 1) فشارهای کنونی چرخه زندگی 2) الگوهای خانوادگی‌ای که نسل به نسل منتقل شده‌اند.

نقد الگوی مرحله‌ای

  1. به جای تبیین کننده بودن بیشتر ح توصیفی دارد.
  2. نمی تواند تفاوت‌های فردی را در زمانبندی رویدادهای محوری در خود جای دهد.
  3. به انتقال‌های مربوط به بین مراحل توجه ندارد.
  4. معتقد است نوعی نوسان در زندگی خانوادگی حاکم است. اعتقاد بر این است که حرکت اعضای خانواده به صورت ما یچی[13] است. 2دوره برای حرکت‌های خانواده قائل است: 1) گرایش به مرکز[14]. زمانی که اعضا ارتباط تنگاتنگی باهم دارند 2) گریز از مرکز[15]. زمانی که اعضا از هم دور می‌شوند.
  5. خانواده پیچیده‌تر از آن است که در این الگو مطرح شده است. تحول خانواده به صورت تغییرات گسسته نیست که انتقال از یک مرحله به مرحله بعد دلبخواهی باشد.

نقطه قوت: مفهوم چرخه زندگی، یک طرح قابل اجرا برای ارزی کارکرد خانواده و طرح‌ریزی مداخلات درمانی ارائه کرده است.

بدکاری خانواده ممکن است علامت آن باشد که خانواده در یک تنگنای تحولی گرفتارامده است.  پیدایش نشانه رفتاری به 3معناست: 1) خانواده تحت فشار یک رویداد انتقالی قرار دارد 2) ساختار خانواده خشک وانعطاف ناپذیراست و توان تغییر را ندارد 3) بیانگر راه‌حلی است که به خانواده کمک می‌کند در مواجهه با تغییرات قریب الوقوع، ثبات خود را حفظ کند.

خانواده های در حال تغییر، روابط در حال تغییر:

   توالی رشد در خانواده های کامل:

خانواده درمانگران مدعی اند افراد مجرد ابتدا می بایست تکلیف اولیه تحولی خود را کامل کنند.جداشدن ازخانواده ی مبدابدون انکه از انها بریده باشندورفتن به سوی یک پناهگاه ومامن عاطفی جایگزین. ازدواج،به جای اینکه صرفا پیوند دونفر بایکدیگرباشد،معرف دگرگونی در دو نظام جاافتاده خانوادگی و تکوین یک ده نظام درداخل هریک از ان ها است. زوج های امروزی باید ابتدا خود را به عنوان همسر به طرف مقابل متعهد سازند وازاین طریق خودرا ازخانواده های مبدا تفکیک کنندوصرفا در درجه دوم با خانواده مبدا خویش پیوند برقرار کنند. شاخص این مرحله انتقالی عبارت است از تعهد داشتن در قبال همسر.

هریک ازهمسران از خانواده مبدا خود ی ری قواعد درباره زندگی خانوادگی ب کرده است. مینوچین،راسمن،وبیکر معتقدند که هر دو مجموعه باید در ازدواج باقی بماند تا فرد احساس هویت خویش راحفظ کند؛ در عین حال نیزبایدبه الگوهای تبادلی جدیدی دست یابند.

در انی که تازه ازدواج کرده اند، نظام شویی از ساخت محکمی برخوردار نیست و نقش های همسران از انعطاف برخوردار است به عنوان مثال نحوه شام خوردن. تعهد زن و شوهر برای تبدیل شدن به پدر و مادر، نقطه انتقالی مهمی در زندگی خانوادگی است. ورود فرزندان شاید مهم ترین شاخص در چرخه زندگی باشد. وقتی زوجین تبدیل به والدین می شوند، هر دو به نسل دیگری تبدیل شده اند. سایر اعضای خانواده که به عنوان فرانظا[16]م اند، یک پله بالاتر می روند:خواهران وبرادران والدین تبدیل به و و... می شوند. به طور کلی برای کل این خانواده یک صف بندی عمودی جدید رخ می دهد؛ بنابراین در ارتباطات و تعهدهایشان باید تغییراتی صورت گیرد.

برات(1988) متوجه شدکه امکان دارد تولد یک کودک باعث پدیدار شدن مثلث شود و در نتیجه استواری روابط شویی مورد تهدید قرار گیرد.بارن هیل ولانگو(1978)معتقدند برای خانواده دو نقطه انتقالی اصلی وجود دارد: 1) وقتی هر دو والد یاد می گیرند که همزمان با رشد کودک شخصیت جدید خویش را بپذیرد 2) زمانی که کودک را به نهادهای خارج از خانواده می سپارند. وقتی اولین فرزند مدرسه رفتن را آغاز می کند، یک دوره بحرانی ایجاد می شود؛ والدین برای اولین بار متوجه می شوند که فرزندشان نهایتا خانه را ترک می کند.

وقتی کودک به سن نوجوانی رسید، خانواده با چالش های سازمانی جدیدی همچون استقلال روبه رو می شود. مشکل اجابت خواست های نوجوانان ممکن است باعث احیای تع ت والدین با پدربزرگ و مادربزرگ درباره فرزندپروری شود. نوجوان باید بدون کمک دیگران به تعادل دست یابد و کم کم مستقل شود.

در همان هنگامی که فشارهای همزمانی به نظام خانوادگی وارد می آید احتمال دارد موارد زیر پدیدار شود: 1) بحران میانسالی. زن و مرد گزینش های شغلی و شویی خود را زیر سوال می برند 2) فرتوتی پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها ایجاب می کند نقش والدین و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها ی وابسته به صورت مع دراید.

کارتر ومک گلدریک مرحله بعدی چرخه زندگی در خانواده های کامل را روانه سازی[17] فرزندان و ج می نامند. فراوان اتفاق می افتد که قبل از بازنشستگی والدین، فرزندان خانه را ترک کنند. تکلیف تحولی در این مرحله عبارت است از برقراری روابط بالغ-بالغ با فرزندان و گسترش خانواده برای پذیرش عروس و داماد و نوه. همچنین لازم است والدین روابط خود را مورد ارزی قرار دهند. در غیاب فرزندان، به دنبال فرصتی اند تا روابط شویی خود را مستحکم تر کنند. گاهی هم باعث می شود اختلافات شویی مجددا سر باز کنند. والدین باید موضوع حرکت به سوی یک رده تحولی بالاتر کنار بیایند. سالهای بازنشستگی بدین معناست که زن و شوهر باید ساعات بیشتری باهم باشند. در نتیجه تمامی اعضای خانواده با فشارهای انتقالی جدیدی مواجه می شوند.

توالی رشد و تحول در سایر خانواده ها

رویکرد تحولی مطرح شده توسط جامعه شناسان در دهه 1940 راجع به مراحل قابل پیش بینی چرخه زندگی را به سختی می توان برای اوضاع زندگی در نیمه قرن دوم به کار گرفت زیرا پدیده طلاق در این دوره رواج بیشتری یافت. این موضوع با تمامی اعضای خانواده ارتباط پیدا می کند. فرآیند طلاق بر سه جنبه از چرخه زندگی فردی، خانوادگی و شویی تاثیر می گذارد.

فرآیند طلاق خودش در طی زمان اتفاق می افتد و ویژگی ان عبارت است از فشار روانی فراوان، دوسوگرایی، دودلی، تردید به خود[18] و عدم یقین به این که دیگر نمی توان رابطه را نگه داشت. تصمیم گیری برای طلاق یکی از سخت ترین تصمیم هاست.

این فرایند ابتدا با طلاق عاطفی[19] شروع می شود. بعد عملا باید از هم جدا شوند. هرکدام از طرفین باید با احساس ش ت کنار آید. خانواده های طلاق قبل از آنکه بتوانند به رشد خود استواری بخشیده باید دست کم یک یا دو دوره اضافی را در چرخه زندگی طی کنند. رشد خانواده ها در طی مجموعه ای از مراحل اتفاق می افتد و هر مرحله مست م توافق مجدد و سازمان دهی یک شبکه ارتباطی پیچیدست.

تحول خانواده و مسائل مربوط به ت

برای درک فرآیند تحولی خانواده باید این مطلب را در نظر گرفت که افراد تجربه متفاوتی از زندگی خانوادگی دارند. خانواده درمانگرهای طرفدار برابری ن مدعی اند که اولین صورتبندی های نظری خانواده درمانی را مردها تدوین د که منع کننده دیدگاه های مردانه مبتنی بر نقش های سنتی زن و مرد است. این درمانگران برای اصلاح سوداری سعی د سراغ شرایط اجتماعی و فرهنگی بروند که بر روابط آنها با مردان اثر می گذارند. یکی از این رویکردها این بود که نقش سنتی ن را در سراسر چرخه زندگی، مورد بررسی قرار دهند.

یکی از بررسی های جاری، طرح ن در خانواده درمانی[20]است که دراین بررسی بافرض های پدرسالارراجع به سازمان بهنجارخانواده مبارزه می شود. آنها معتقدند حوزه متعلق به خانواده به صورت تناقض آمیز مبتنی بر مفاهیم اولیه و کهنه ای است که مردان وضع کرده اند. به همین علت آنها سعی د مجموعه غیرمتعصبانه ای از مداخلات درمانی ارائه کنند.

این خانواده درمانگران به مفاهیم دانش از جمله «علیت حلقوی»که معرف تقابل ودوجانبه بودن ارتباط زن ومرد است، حمله می کنند و آن را قبول ندارند. همچنین مدعی اند که خانواده درمانی هنگام مفهوم سازی خانوادگی از مسائل مربوط به ت چشم پوشی کرده و فقط بر نقش زن به عنوان آشپز، پرستار و یاری رسان خانوادگی تاکید می ورزد. ورود زن ها به دنیای کار تاثیر زیادی بر خانواده بر جای گذاشته و باعث شده ن دیرتر ازدواج کنند و به تبع آن دیرتر بچه دار شوند.

ملاحظات چندفرهنگی 

روزبه روز بر تنوع فرهنگی زندگی در افزوده می شود و خانواده درمانگرها توجه خود را به حوزه های اجتماعی-فرهنگی بزرگتری که بر رفتار تاثیر می گذارند، معطوف ساخته اند. قومیت و ملاحظات اجتماعی-اقتصادی برسبک زندگی خانوادگی تاثیر دارند. قومیت می تواند مشخص کند که خانواده چگونه ارزشها، الگوهای رفتاری و شیوه های ابراز هیجان را به وجود می آورد و روند پیشرفت در چرخه زندگی خانوادگی چگونه است. زندگی توام با تنگدستی چه موقتی باشد چه قسمتی از الگوی خانوادگی چند نسل، می تواند ساخت خانواده را متز ل کند. در خانواده های فقیر، پیشرفت چرخه زندگی در اغلب موارد به خاطر بارداری زودهنگام تشدید می شود. واحد اساسی در خانواده های فاقد پدر به احتمال زیاد عبارت است از رابطه مادربزرگ-مادر-دختر.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         

 


 

  1. multigenerational
  2. family stage marker
  3. duall
  4. hill
  5. composition
  6. empty nest
  7. interplay
  8. barnhill
  9. longo
  10. fixated
  11. vertical
  12. horizontal
  13. spiral
  14. centripetal period
  15. centrifugal period
  16. suprasystem
  17. launching
  18. self-doubt
  19. emotinal
  20. women s project in family the y