درمانگرها بسته به چارچوب نظری که بر اساس آن کار می کنند، فنی را بر می گزینند که می تواند به ب  یک منظور خاص در یک موقعیت منتهی می شود. درمانگر باید برای استفاده از هر فن دلیل موجه داشته و نسبت به پیامدهای آن در نظام خانوادگی آگاهی داشته باشد.  از درمانگرها انتظار می رود در کار بالینی روزمره ی  به ابداع فنون خاص خود بپردازند. خانواده درمانگر امروزی نسبت به گذشته، عملا اشتیاق بیشتری به ترکیب فنون دارد. فنون مداخله ابزار دستی به اه آرمانی هستند. برخی فنون زاییده ی یک چارچوب نظری اند؛ بعضی دیگر تصادفاً از روی رویکردی دیگر اقتباس شده اند. تعدادی از آنها ممکن است بیانگر شخصیت منحصر به فرد یک نفر باشند. لذا انعطاف پذیری قابل ملاحظه ای از لحاظ انتخاب یک شیوه ی درمانی خاص وجود دارد.  گاهی اوقات نیز درمانگرهای متعلق به یک موضع خاص ممکن است برای دستی به یک هدف درمانی خاص از فنی که توسط شخصی دیگر ابداع شده است، استفاده کنند ( مثلا استفاده از نامگذاری مجدد که یک شگرد راهبرد نگر است توسط خانواده درمانگرهای کارکردگرا ). در این فصل سعی شده است چهار مجموعه از اولین شیوه های مداخله در خانواده درمانی شرح داده شود. شیوه های مداخله در خانواده درمانی عبارتند از:

1- شیوه های مبتنی بر پویایی گروه

2- شیوه های غیر کلامی

3- شیوه های ویژه ی بحران

4- شیوه های مبتنی بر گروه های بزرگ

شیوه های مبتنی بر اصول پویای گروه

باید به این نکته توجه داشت که درمانگرها از همان ابتدای خانواده درمانی برای تغییر کارکرد خانواده به اصول پویایی گروه روی آوردند. به نظر این درمانگرها، خانواده درمانی درحکم زیر مجموعه ی خاصی از گروه درمانی است. این پیشگامان معتقد بودند که خانواده نوعی گروه طبیعی است و وظیفه ی درمانگر در اینجا عبارت است از بهبود تعامل، تسهیل پیام رسانی، تصریح و روشن سازی فرایندهای گروه، و تفسیر پویه های بین فردی- درست همان کاری که گروه درمانی می کند. جان بل، لایمن وین، وکریستین بی از جمله متخصصان بالینی هستند که ارتباط تنگاتنگی با گرایش روانپویشی در گروه درمانی دارند.  که در اینجا درمورد رویکرد بل یعنی گروه درمانی خانواده، توضیح مختصری داده شده است. جان الدرکین که یکی از بنیان گذاران خانواده درمانی است نام مداخلات خود را گروه درمانی خانواده[1] نامید. هدف او عملی و سر راست بود: کمک به گروه خانواده تا نهایتاً مستقل از درمانگر و همراه با تنش کمتر، مسئله گشایی ماهرانه، و پیام رسانی بیشتر به کارکردی موثرتر دست یابد. بل برای دستی به اه ش از مداخلاتی استفاده می کرد که به فرایند ارتباطی خانواده توجه داشتند و موجب درگیرسازی خانواده می شدند. در آغاز وقتی اعضا گروه با درمانگر ارتباط برقرار می د بل به آنها کمک می کرد تا انتظارات یکایک اعضا را مورد کاوش قرار دهند و درمورد تعهدات هر عضو ونحوه ی مشارکت او سوال می د. در مرحله ی بعد گروه خانواده تمرکز خود را روی انتخاب تکلیفی مشترک متمرکز می سازد. هسته ی درمان بل  این است:  آشکار سازی قدرت خلاقیت هر عضو،  غلبه بر بی میلی وسستی، رفع تنگناها، گسترش پیام رسانی،  تعریف مجدد انتظارات. بل خود را به صورت الگویی از یک شنونده عرضه می کرد و رفتاری را که شاهد آن بود به خانواده انعکاس می داد، مشوق امتحان شیوه های تعاملی جدید بود. بل بعدها به خلق محیط های بهبود دهنده ی خانواده پرداخت- نوعی برنامه ی درمان که نام آن را بافت درمانی خانواده [2]نامید. یعنی به جای درمان مستقیم خانواده سعی کرد، محیط خانواده را تغییر دهد.

شیوه های درمانی غیرکلامی :

1- اولین شیوه ی غیرکلامی« تندیس خانواده » است.  تندیس بندی  یک فن گروه سنجی است یعنی روشی برای مشاهده،  اندازه گیری ، و تغییر تعامل های اجتماعی است و شیوه ی مداخلاتی سودمندی برای بازسازی نقش ها و کارکردهای نظام خانوادگی فراهم می سازد. در واقع شیوه ای است برای قرار دادن اعضای خانواده در موقعیت های فیزیکی که روابط میان آنها را به نمایش می گذارد. تندیس خانواده مست م استفاده ی استعاری از فضا وحرکت برای درک روابط خانوادگی از دید تک تک اعضا است. وقتی هر عضو یک تندیس ساخت، تع ت و اختلافات از عرصه ی کلامی خارج شده ویک شیوه ی غیر کلامی اما فع ر ظاهر می شود. از این طریق خانواده آمادگی آن را می یابد تا از فرصت ها و اعمال نو برای تغییر روابط انتخاب کند.

خانواده درمانگر می تواند در هر لحظه ای از فرایند درمان از تندیس بندی استفاده کند. غالباً زمانی از فرد خواسته می شود تندیسی بسازد که بخواهیم از مرز گفتار عبور کنیم، همچنین زمانی که یک عضو ت در جلسه نشسته است و نمی تواند افکارش را به راحتی بیان کند نیز از تندیس بندی استفاده می شود. معمولاً نوجوانان  تندیس های برجسته ای می سازند، زیرا از حقایق آگاهی دارند و می خواهند والدین را دستکاری کنند.

از تندیس ساز خواسته می شود مخلوق دست خویش را توضیح دهد و به دنبال آن ممکن است بحث زنده وداغی بین اعضا شکل بگیرد. مثلا پسر نوجوانی که والدینش را دو سوی متضاد خانواده قرار می دهد و خودش و خواهر و برادرانش در مرکز گروه همدیگر را بغل کرده اند مطالب فراوانی درباره کارکرد نظام خانواده منتقل کرده است مطالبی که قادر نبود آنها را در قالب کلمات بیان کنند. در حقیقت اعمال آنها رساتر از واژگانشان است و برای اولین بار به دیگران احساساتی نشان می دهند که پیش از آن هرگز مطرح نشده بود.

طراحی خانوادگی:[3]

طراحی خانوادگی جانشین تندیس خانواده به حساب می آید و توسط پگی پپ در موسسه «آکرمن» ابداع شد طراحی روشی است برای مداخله ی فعال در خانواده، بازسازی روابط، خلق الگوهای جدید، و تغییر نظام. طراحی می تواند به خانواده کمک کند تا الگوهای قدیمی تعامل خود را به شکل مادی وارسی کرده و موارد جدیدی را به وجود آورند. چرخه رفتاری معیوب و متعصبانه ی خانوادگی که در مطب درمانگر به نمایش درمی آید، می تواند با استفاده از سایر شیوه های ابراز واکنش و ارتباط مجدداً ایفا شود. هدف از طراحی خانوادگی که روشی عمل گرا[4] تلقی می شود عبارت است از تغییر نظام خانواده به کمک کاوش و کشف سایر الگوهای تبادلی با استفاده از حرکات بدنی و تغییر وضعیت اندامی اعضا.

شیوه های درمانی بحران نگر:

بحران ها می توانند مهارت های خانواده برای کنار آمدن را در هم بریزند و راهبردهای مسئله گشایی را بی اثر یا کارآمد بسازند. درست است که بحران ها برای خانواده به منزله ی دوران خطرناکی هستند؛ اما بحران ها می توانند نوعی فرصت به شمار آیند. در ادامه دو نمونه از برنامه های نمایشی زمینه ساز را مطرح می کنیم که به قصد بهره برداری درمانی از موقعیت های بحرانی ابداع شده اند.  

درمان چند منظوره

روانشناسی به نام رابرت مک گره گور و همکارانش در قالب قسمتی از یک برنامه پژوهشی برای درمان نوجوانان بیماری که از سوی موسسات اصلاح و تأدیب ارجاع می شدند، یک رویکرد خانواده درمانی منحصر به فرد، پر اثر، و بحران نگر را پرورش و گسترش دادند و یک برنامه درمان مشتمل بر تعامل فشرده با خانواده را که درمان چند منظوره (mit[5]) نامیده می شد ابداع د. این شیوه بر دو فرض مبتنی است:

1- به نظر می رسد اشخاص و خانواده هایی که با بحران مواجه شدند در مقایسه با زمان های دیگر، پذیرندگی بیشتری برای کمک تخصصی داشته باشند.

2- در مراحل آغازین درمان روان درمانی به نتایج سریعتری ختم می شود بنابراین مداخله سریع از مطلوبیت خاصی برخوردار است در این درمان کل خانواده به مدت دو روز در مجموعه ای از تعامل های دائمی با گروهی متشکل از متخصصان گوناگون درگیر می شوند با تشکیل یک کنفرانس میان گروه تشخیص و خانواده، کار آغاز می شود و گروه مزبور به گردآوری اطلاعات راجع به نقش خانواده در رشد اجتماعی نوجوان بحران زده می پردازد. پس از این کنفرانس جمعی مصاحبه های انفرادی خصوصی ترتیب داده می شود و هر عضو با یک درمانگر متفاوت دیدار می کند. در انتهای اولین روز، گروه متخصصان و خانواده در یک بحث دسته جمعی شرکت می کنند تا راجع به آموخته هایشان صحبت کنند در دومین روز شیوه های مصاحبه ای شتاب بیشتری می گیرد و اعضای خانواده پاسخ های هیجانی بیشتری در برابر وقایع جاری در جلسات نشان می دهند. در نهایت کنفرانس پایانی متخصصان ـ خانواده  برگزار می شود، یافته ها وارسی می شوند، و برای برخورد با «مشکلات داخل خانه[6]» توصیه های اختصاصی ارائه می شود. پیش از آنکه خانواده جلسه را ترک کند ترتیبات جلسات پیگیری ریخته می شود. در خلال این دوره ی دو روزه، متخصصان از نزدیک به بررسی روابط شویی پرداخته و گام های آغازین را برای تحکیم آن برمی دارد. تبادل های و الدین با نوجوانان مورد پزوهش قرار می گیرد و تمامی اعضا تجارب عاطفی نیرومندی به دست خواهند آورد و گرایش آنها متوجه آینده خواهد شد. mit سعی دارد خانواده را از یک نظام بسته به یک نظام باز تبدیل کند و مشوق پیام رسانی گشوده تر میان اعضا، پذیرش متقابل بیشتر، تفکیک واضح تر نقش ها، و افزایش انعطاف پذیری در اجرای شیوه های جدید ارتباطی است.

درمان بحران خانوادگی:

در تمامی خانواده ها و در سرتاسر چرخه ی زندگی خانوادگی بحران هایی با شدت و فراوانی مختلفی روی می دهد. از آنجایی که دوره بحران زمان افزایش آسیب پذیری به شمار می آید، مداخله ی سریع و به موقع، عملگرا و متمرکز بر حل فوری مشکل، می تواند برای تمامی اعضای درگیر، منافع فراوانی دربر داشته باشد.

روش مورد نظر با این هدف شکل گرفت که به فرد پریشان حال و خانواده اش کمک کند تا بحران را به صورت یک نظام خانوادگی به شکل فعال تعریف کنند و بعد، از مهارت های کل خانواده برای کنار آمدن با موقعیت حل نشده موجود استفاده نمایند نخستین درمان فشرده برای خانواده های بحران زده در سال 1964 عرضه شد این واحد پزوهشی به منظور تدارک درمان س ایی کوتاه مدت و بحران نگر برای خانواده هایی شکل گرفته بود که یکی از اعضای آن، غالباً با تشخیص اسکیزوفرنیایی حاد، به طور متعارف در بیمارستان بستری بود این درمان سه هفته طول می کشد و شامل پنج دیدار در مطب و یک دیدار خانگی است. درمان بحران خانوادگی نشان داده که از لحاظ پیشگیری از بستری شدن مجدد، بازگشت بیماران و خانواده به سطح کارآمد، و کمک به آنان برای حل رویدادهای پرخطر آینده یک روش پیشگیری به صرفه است.

شیوه های درمانی مبتنی بر گروه های بزرگ

اولین روش درمانی در نتیجه ی نیاز برای یافتن راهی مقرون به صرفه در برخورد با بسیاری از خانواده های بیماران بستری شکل گرفت. روش دوم به صورت دیدارهای س ایی منظم گروهی از زوج های داوطلب است. سومین روش نیز کوششی است برای اتصال خانواده به شبکه ای که شامل تمامی گروه های یاری رسان در زندگی بیمار معلوم می شوند و به صورت گروهی روی مشکلات بیمار کار می کنند.

درمان با چند خانواده:

درمان با چند خانواده (mft[7]) در اثر کار با بیماران اسکیزوفرنیایی و خانواده آنها پرورش و گسترش یافته است در دهه 1950 پیتر لاکوئر که به عنوان روانپزشک مشغول به کار بود، مشاهده کرد که بسیاری از بیماران در حالی که در اثر درمان های بیمارستانی بهبود پایداری به دست می آوردند، پس از دیدارهای آ هفته ای که با خانواده شان داشتند، مجدداً وضعشان بدتر می شد. در ابتدا لاکوئر نتیجه گرفت که تماس با گروهای متشکل از پنج یا شش خانواده کارایی بیشتری دارد و تعامل میان خانواده ها باعث می شود که تغییرات رفتاری سریعتر از مواقعی باشد که فقط با بیمار یا تک تک خانواده ها کار شده باشد. mft، خواه به شکل درمان س ایی باشد یا درمان مبتنی بر بستری سازی، چهار تا شش خانواده را انتخاب می کند و آنها را به صورت هفتگی در شصت جلسه 75 دقیقه ای با درمانگر و یار درمانگر دیدار می کند،این اعضا مسائل را در میان گذاشته و در فرایند مسئله گشایی به یکدیگر کمک می کنند. وظایف درمانگرها عبارت است از: ایفای نقش یک تسهیل کننده، هدایت بحث، نشان دادن

الگوهای تبادلی، و بررسی وقایع جلسه در انتهای آن. در این روش تغییر نقش ها کار رایجی است مثلا ممکن است مادرها در برهه ای از زمان موقتاً به هم ملحق شوند یا امکان دارند کودکان در موقع یادگیری موضوعات مشترک با هم تشکیل گروه دهند. در نتیجه این امکان وجود دارد که از طریق مشاهده ی خانواده دیگری که با همان موقعیت تعارض آمیز برخورد موفقیت آمیزتری دارد، الگوهای جدیدی برای حل تعرض آموخت. برای عده ای از کودکان تجارب جدید با سایر والدین می تواند تهدید کنندگی کمتری داشته باشد و تأثیر بهتری بر جای بگذارد. درمانگر می تواند از خانواده های کم اختلال تر برای تأثیرگذاری بر خانواده هایی استفاده کنند که اختلال بیشتری دارند.

لاکوئر با اتخاذ دیدگاه عمومی سیستمها هر فرد را ده نظامی از یک نظام بزرگتر، یعنی خانواده، می داند که آن نیز به نوبه ی خود، ده نظامی از گروه mft به شمار می آید ضوابط پنهان یا سری موجود در پیام های درونی غیرکلامی و کلامی خانواده را می توان به کمک سایر خانواده ها در هم ش ت. عضو حساسی که علامت درمانگر را درک کرده است، می تواند آن را به سرتاسر خانواده خود و کل نظام mft تسری دهد.

گروه درمانی شویی ( زوجین )

یک شکل جالب خانواده درمانی عبارت است از زوج درمانی متعدد ، که معمولا به صورت گروه های متشکل از سه تا پنج زوج اجرا می شود. الگر ( 1976 ) با  گرایش روان پویشی،پپ[8] (1976) با استفاده از رویکرد راهبرد نگر، و لیبرمن، ویلر(1976) که رفتارگرا محسوب می شوند، همگی به توصیف کار خویش با گروه های متشکل از چند زوج پرداخته اند.  گروه متشکل از زوجین برای همسران بافت مطلوبی است زیرا آنها متوجه می شوند مشکلاتشان منحصر به فرد نیست. زوج ها می توانند نحوه ی حل اختلافات و چگونگی اجتناب از گسترش تعارض را به یکدیگر بیاموزند.

الگر از طراحی خانوادگی، نقش گذاری در گروه، و نمایش ویدئویی جلسات، برای ارائه ی پسخوراند استفاده می کند. پپ سعی می کند به خلق تغییرات رفتاری سریع دست یابد و طرفدار عمل است. پپ برای کمک به زوجین جهت نمایان ساختن الگوهای تعاملی خویش، از تعیین تکلیف[9] و طراحی استفاده می کند. لیبر من و ویلر مهارت های پیام رسانی و نحوه ی تعامل های خوشایند و لذت بخش را به زوجین آموزش می دهند.

سومین روش درمانی مبتنی بر گروه های بزرگ، مداخله ی مبتنی بر شبکه ی اجتماعی می باشد.

طی سال های 1970 بعضی خانواده درمانگرها تصمیم گرفتند، کار خود را در محیط فرد بیمار انجام دهند وکل

شبکه ی اجتماعی ( خانواده ی هسته ای، دوستان ، همسایگان، همکاران، اشخاص مهم در مدرسه ) را گرد هم جمع کنند. دراین مداخله ی درمانی40 تا50 نفر از انی که مایل اند در مواقع بحرانی گرد هم جمع شوند، به صورت نیروی درمانی پر توان به تحرک در می آیند. شبکه ی درمانی[10] ابتدا  از طریق کار با بیماران اسکیزوفرنیایی در خانه هایشان شکل گرفت. ومبتنی بر این فرض بود که در پیا رسانی بیمار اسکیزوفرنیایی با تمتمی اعضای شبکه ی اجتماعی وی، اختلال معناداری به چشم می خورد. این شبکه ها را به طوایف[11] و قبایلی[12] تشبیه می کنند که عرضه کننده ی حمایت، اطمینان و وحدت میان اعضای خویش هستند. وقتی مشکل فرد برای انی که محرم راز بیمار هستند مطرح می شود ،این گروه با گروه مداخله دیدار می کند. تعداد وطول دیدارها فرق می کند اما معمولاً 6 جلسه ی 4 ساعته  شامگاهی با فواصل یک تا چهار هفته ای برگزار می شود. نام این تجربه را احیای قبیله می گذارند. هدف از مداخله در شبکه ی اجتماعی ، عبارت است از: افزایش نیروی گروه مزبور برای ایجاد تغییر در نظام خانوادگی بدکار.



[1]. family groupthe y

[2]. family con text the y

[3] family choreograghy

[4] action oriented

[5] multipl impart the y

[6]  back home problem

[7] multiple family the i

[8] . pap

[9] task ignment

[10] . net work the y

[11] . clans

[12]. tribes