وبلاگ 24.اطلاعات

وقتی تو نیستی

درخواست حذف وبلاگ

:: وقتی تو نیستی
وقتی تو باز میگردی کوچکترین ستاره چشمم

خورشید است...

و اشتیاق  لمس  تو  شاید  شرم  دستهایم  را

مغلوب می کند...

پاییز با آن هجوم تاریخی

میدانم باغ بزرگمان را از برگ و بار

تهی کرده است و در معبرت

اگر نه فانوس شقایق را روشن می !!!

وقتی تو نیستی...

گویی شبها ساعت ها را زنجیر کرده اند

وقتی تو نیستی...

شادی کلامی نامفهوم است

و "دوستت دارم" رازیست که

در میان حنجره ام دق می کند

وقتی تو نیستی..

من فکر میکنم تو آنقدر مهربانی که....

من چگونه بی تو نگیرد دلم؟

اینجا که ساعت و آیینه و هوا به تو معتادند

و انعکاس لهجه ی شیرینت

هر لحظه زیر سقف شیفتگی هایم می پیچد

ای راز سر به مهر دلم!

ای مهربانم!

من تمام شب را به شوق تو به صبح می رسانم...!



برچسب ها : وقتی تو نیستی - نیستی
وقتی تو نیستی نیستی
برای خودم..

درخواست حذف وبلاگ

:: برای خودم..
من می توانم خوب،بد،خائن،وفادار،فرشته خو،یا !!! صفت باشم

من می توانم تو را دوست داشته باشم یا از تو متنفر باشم..

من می توانم سکوت کنم،نادان یا دانا باشم..

چرا که من یک انسانم،و این ها صفات انسانی است

تو هم بیاد داشته باش

من نباید چیزی باشم که تو میخواهی

تو را دیگری باید برایت بسازد و تو هم بیاد داشته باش

منی که من از خودم ساخته ام آمال من است

تویی که تو از من میسازی آرزوهایت یا کمبودهایت هستند

لیاقت انسانها کیفیت زندگیشان را تعیین می کند نه آرزوهایشان

و من متعهد نیستم که چیزی باشم که تو میخواهی

و تو هم می توانی انتخاب کنی که مرا می خواهی یا نه

می توانی دوستم داشته باشی همین گونه که هستم

می توانی از من متنفر باشی بی هیچ دلیلی، و من هم همینطور

این جهان مملو از انسانهاست..

پس این جهان می تواند هر لحظه مالک احساس جدیدی باشد

تو نمی توانی برایم به قضاوت بنشینی و حکمی صادر کنی و من هم همینطور

من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستی خواهم داشت،نه دشمنی

نه رقیبی،نه حسودی....

من قابل ستایشم و تو هم

یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته ها افتاد

بخاطر بیاوری آنهایی را که هر روز می بینی و مراوده می کنی...



برچسب ها : برای خودم.. - توانی ,داشته ,توانم ,چیزی باشم ,بیاد داشته
برای خودم.. توانی ,داشته ,توانم ,چیزی باشم ,بیاد داشته
عشق ممنوع...

درخواست حذف وبلاگ

:: عشق ممنوع...
اینکه گاه میخواهم کز تو دست بردارم

حرف سرد بی مهری نیست،مشکلی دگر دارم..

با تو عشق می ورزم ای پریچهر و خود نیز

از حضور یک دره در میان خبر دارم

عشق من!اگر تقویم بیست سال پس می رفت

می شد این مزاحم را از میانه بردارم

مشکلم بهار تست در خزان من آری

آنچه پیش روی داری، من به پشت سر دارم

وگرنه خوب میدانی بی توقف و جاری

دم بدم به سوی تو مهر بیشتر دارم

وگرنه دوست میدارم سوی تو پ !!! را

با تو پر کشیدن را تا که بال و پر دارم

روی هر چه میخواهم سایه تو افتاده ست

یعنی اینکه یک سودا با هزار سر دارم

ای ترانه ی شیرین در ترنم شعرم!

تو شور زیستنی..

بی منی و من بی تو..



برچسب ها : عشق ممنوع... - دارم وگرنه
عشق ممنوع... دارم وگرنه
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به وبلاگ 24.اطلاعات میباشد. همچنین تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24.اطلاعات هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید.
All rights reserved. © WEBLOG24.INFO 2016