اسمم مه جان است
زندگی ساده در عین حال پیچیده ای دارم
تقریبا با تمام ابعادش(ابعاد زندگیم) درگیرم جز مادرم...
با خوب شدن خواهر خوشحال و در عین حال نگران از دست دادن مادر
زندگی عاطفی ام هم با چالش روبروست
شاید بخاطر همین درگیری ابعاد دیگر 
درس نمیخوام... 
قرار بود پزشک شوم که نشد و من با همه چیز درگیر شدم
مس ه است نه؟ بنظر خودم که خیلی
من و "او" همیشه باهمیم
حتی اگر تمام شویم...