این طرف مشتی صدف ،آنجا کمی گل ریخته

 موج،ماهــی های عاشق را به ساحل ریخته

 بعد از این در جام ما تصویر ابر تیره است

 بعد از این در جــــام دریا ماه کامل ریخته

 مرگ حق دارد که از ما روی برگردانده است

 زندگـــی در کـــام ما زهــــر هلاهل ریختـــه

 هر چه دام افکندم آهوها گریزان تر شدند

 حال، صدها دام دیگـــر در مقـــــابل ریخته

 هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیست

 هر کجـــا پا میگذارم دامنـــــی دل ریخته

 عارفـــی  از  نیمه  راه تحیـــــر  بازگشت

 گفت ،خون عاشقان منزل به منزل ریخته

 "فاضل نظری"