محمد پسری که توی آپاراتی کار میکنه ماهیانه 100 هزار تومان حقوق میگیره

از صبح ساعت 8 تا 1 و عصر ها از 4 تا 9

مدرسه نمیره

اولین بار ازش پرسیدم گفتم مدرسه نمیری گفت نه ..

گفتم دوست نداری بری گفت نه دوست دارم پول در بیارم

اون وقت ما جونا دنبال  خوش گذرونی ایم

به این بچه هم میخندن شاید یکی خودم ....باشم

اما چون محیط کاره همکارم گفت که نباید زیاد حرف بزنی و باهاش حرف بزنی چون پرو میشه

البته به نظر من که پرو نمیشه

اما اون محبت ندیده وقتی یکی باهاش حرف میزنه ذوق میکنه

شایدم حرف زدن من باهاش اشتباه باشه چون محبت میکنم و اون محبت ندیده بعدش واقعا معلوم نیست چی بشه

محمد چهار شنبه ای رفته بود موهاشو فشن کوتاه کرده عجب خوشگل شده بود

هر وقتم میاد ی سلام میکنه و ی خنده بهم میره سراغه کارش

البته شاید دیگه نرم سر کار

اگه نرم واقعا دلم تنگ میشه براش خیلی بچه خوبیه

تو چشماش ی مهربونی خاصی ی سادگی ی پاکی خاص

به قول همکارم میگه تو مهربونی و ...برا همین این قدر هواتو داره

راستی ی چیز دیگه ازش پرسیدم که چند تا خواهر برادر داری گفت 10 تا داداش 5 تا خواهر

گفتم بابا مامانت کجان گفت نمیدونم

محمد یک بچه کاره 

تموم شد