روزی عده ای به اصرار از چرچیل خواستند که سیاست را تعریف کند .
چرچیل به ناچار دایره ای کشید و !!! وسی در آن انداخت .
سپس گفت !!! وس را بدون آنکه از دایره خارج شود بگیرید .
این عده هر چه تلاش !!! د نتوانستند و !!! وس فوراً از دایره بیرون می رفت .
در نهایت از چرچیل خواستند که این کار را خود انجام دهد .
چرچیل !!! وسی دیگر کنار !!! وس اول گذاشت و این دو شروع به جنگیدن !!! د !
آنگاه چرچیل به راحتى دو !!! وس را از گردن گرفت و بلند کرد و در پاسخ گفت :
این سیاست است.