امروز از ساعت پنج صبح که برخاستم تا این لحظه، منتظر بودم که از ستاد !!! !!! با من تماس بگیرند که بجای جنتی اقامه خطبه کنم و به صورت ددمنشانه بگویم که اینترنت فحشاست اما متاسفانه به دلیل مشکلات فنی، برادران نتوانستند با بنده تماس بگیرند و خلاصه من ضرر !!! زیرا روزهای !!! ریشم را می‌تراشم و امروز به دلیل آنکه قرار بود !!! جماعت شوم، با خودم گفتم که خوبیت ندارد با ریش شیش تیغه بروم آنجا چون سپس ابوبکر بغدادی برایم دست می‌گیرد و دیگه هیچی، فردا تصاویر 3d بنده در حالی که سر بریده‌ام را در دستان مبارکم گرفته‌ام در یوتیوب منتشر می‌شود و خلاصه اینجوری شد که کلاه سرم رفت و الان ته ریش دارم و اگر همین الان "مشتی عباد" یا همون علی ربیعی !!! کار، مرا ببیند پیش خودش تصور می‌کند که من یکی از !!! ان باسابقه و کارکشته اطلاعات هستم و یحتمل با توجه به مو و ریش سپیدم، حتی به من سلام هم می‌دهد و تقبل‌الله می‌گوید و الی‌آ !!! !
خلاصه از صبح که ریشم را نزدم، نشستم پای کامپیوتر و هویجوری توی اینترنت ازین سایت به آن سایت رفتم و یک کشکول برگ سبز درویشی از همه چیز پیدا !!! و خواندم و خواندم و خواندم تا الان که رفتم ایمیل و پیامهای خوانندگان وبلاگ د !!! یتی‌ام را نگاه !!! و دیدم ای بابااااااااا چقدر امروز چیزهای خوب خوب اتفاق افتاده و چه پیامها و ایمیلهای جالب‌انگی !!! کی برایم ارسال شده و به همین دلیل گفتم بیایم درباره این پیامها و ایمیلها بنویسم
یکی از خوانندگان گرامی وبلاگ دو پیام برایم نوشته که بدین شرح می‌باشند:
!!! 28 شهریور1393 ساعت: 15:11
توسط: ذهن خونسرد
!!! لینکو درست ببین...اون سیزدهمه فوریه است
ایشان این پیام را ذیل مطلب دیروزم با عنوان ◄سایت چس‌بیس؟ خیلی ریز می‌بینم شما و ایشان را مرقوم فرمودند و بنده نیز چنین پاسخ دادم:
پاسخ: با سلام و آرزوی سلامتی برای شما
عرض می‌شود که امروز صبح سایت چیس‌بیس تاریخ را درست کرد و به سیزدم فوریه تبدیل نمود و لطفا به تاریخ درج مطلب بنده توجه بفرمایید زیرا آن را دیروز و هنگامی که سایت چیس‌بیس آن را در بدو امر منتشر نمود، نوشتم
بنده یک کپی از آنچه سایت چیس‌بیس نوشته بود را در وبلاگم نشان دادم و نمی‌دانم آن را ملاحظه فرمودید یا خیر؟
ببخشید !!! یعنی چه؟
موفق و شاد باشید
می‌توانید پیام ایشان و پاسخ بنده را در ◄اینجا ملاحظه بفرمایید
پیام دوم ایشان نیز بدین شرح است:
!!! 28 شهریور1393 ساعت: 15:24
توسط: همون قبلی
!!! و تو که یه دستم شطرنج بازی نکری..چیه هی !!! !!! میکنی؟ افکارت مالیخولیاییه
ایشان این پیام را ذیل مطلب ◄آناند و آناند و آناند، و وای از دست آرونیان که نهایتا مجبور به قتلش می‌شوم مرقوم فرمودند و بنده نیز چنین پاسخ دادم:
پاسخ: با سلام و آروزی سلامتی مجدد برای وجود شریف شما
والله تا آنجا که از سن چهار پنج سالگی به یاد دارم، شطرنج بازی !!! و بنابراین می‌توانم در این دنیا و آن دنیا، به شرافتم و !!! م قسم بخورم که یک دست شطرنج بازی کرده‌ام
شاید اگر می‌فرمودی که یک میلیون دست شطرنج بازی نکرده‌ام آنگاه با شما همعقیده می‌گشتم
در مورد باد معده نیز بنا به همه شواهد علمی که در تمامی کتب پزشکی درج گشته و بویژه بنده از کودکی در کتب پزشکی مرجع که عموهایم مطالعه می‌نمودند و بنده نیز آنها را می‌خواندم (مثلا ت !!! ت هریسون که کتاب مرجع پزشکی است) نوشته شده که دستگاه گوارشی همه انسانها هنگام هضم غذا و در پی یک سلسله واکنشهای پیچیده شیمیایی به ناچار مقادیر زیادی مولکولهای مختلف به صورت گاز تولید می‌کند که این گازها نیز به دو طریق از بدن همه انسانها دفع می‌شود: یکی از راه دهان و دیگری از طریق مجرای انتهایی روده بزرگ
بنابراین شما و همه دوستان مطمئن باشید که همه انسانها از خود گاز دفع می‌کنند و به همین دلیل آن عنوانی که شما برای بنده فرمودید کاملا علمی و صحیح می‌باشد و نشاندهنده هوش و دقت علمی بارز شما است
اما معمولا بنا به رسم ادب، و عرف اجتماعی، این عمل گوارشی را در جایی بازگو نمی‌کنند و بازگویی آن را عملی زشت و ناهنجار می‌دانند زیرا در آن صورت همه هشت میلیارد انسان روی زمین می‌توانند به یکدیگر با عنوانی که شما برای بنده نوشتید، خطاب نمایند
در مورد افکار مالیخولیایی نیز با توجه به کثرت تعاریفی که از واژه "مالیخولیایی" در علم پزشکی و نیز در زبان فارسی وجود دارد، لطفا به صورت مشخص توضیح فرمایید تا بنده قادر به پاسخگویی یا اصلاح خویش باشم
متاسفانه شما این واژه را به صورت کلی بیان فرمودید و بنده قادر به درک جزییات آن نیستم و تصور می‌کنم شما که انسانی هوشمند می‌باشید با بنده موافق باشید که برای حل یک مشکل باید به جزییات توجه نمود و کلی‌گویی راه به جایی نمی‌برد و ابهام باقی می‌ماند
موفق و شاد باشید انشالله
می‌توانید پیام ایشان و پاسخ بنده را در ◄اینجا ملاحظه بفرمایید
یادم رفت برای "ذهن خونسرد" بنویسم که گرچه سایت چیس‌بیس امروز به تصحیح تاریخ مراسم گشایش مسابقه !!! خ دست زد اما یک چیز را یادشان رفت که تصحیح کنند و آن درجه الو بازیکنان بود و همانگونه که دیروز توضیح دادم آنها اشتباه !!! د که درجه شناور بازیکنان را برای ج !!! خویش درج نمودند و مثلا آنها برای کاروآنا درجه شناور دیروزش را درنظر گرفتند که ۲۸۳۶ بود ولی با برد !!! ب کاروآنا امروز صبح درجه او به ۲۸۴۲ ارتقا یافت و یا مثلا دیروز به اتکا ارقام فهرست شناور نوشتند که آرونیان نفر سوم جهان است با درجه ۲۷۹۳ که امروز آرونیان در رتبه ششم نشسته با درجه ۲۷۹۴ و نوشته بودند که آناند نفر ششم جهان است با درجه ۲۷۸۵ که اکنون آناند مقام سوم جهان و رتبه ۲۷۹۷ را دارا می‌باشد و این امر درمورد همه بازیکنان صدق می‌کند بجز کرامنیک که این روزها در جایی بازی نمی‌کند و درجه شناورش همچنان روی ۲۷۶۰ ثابت مانده است

پیام دیگری از آقای پیرداد لاهی بندری دریافت داشتم که سراسر محبت بود، به شرح زیر:
!!! 28 شهریور1393 ساعت: 9:46
توسط: پیرداد لاهی بندری
من از این وبلاگ خیلی خوشم میاد، چون تنها وبلاگیست که از تملق جویی به دور است و بدون تعارف و رودربایستی با !!! ی، حرف حقیقت را میزند
دم گرداننده اش گرم
هزار لایک
بنده از آقای پیرداد لاهی بندری بسیار سپاسگزارم و عرض می‌کنم که شما بهتر از بنده می‌دانید که تملق و دروغگویی به عوامل مختلف مربوط است، هم تربیت خانوادگی و شخصیت مادر و پدر و سایر بستگان به شکل‌گیری شخصیت افراد می‌انجامد و نیز (با قید احتیاط علمی عرض می‌کنم) شاید به ژنتیک هر شخص مربوط باشد و شاید چیزهای دیگر که بنده در آن امور تخصص ندارم و شاید هنوز دانشمندان بزرگ زیست‌شناسی نیز نتوانسته باشند همه عوامل مربوط به شکل‌گیری شخصیت را بدانند و مثلا بنده اطلاع دارم که با پیشرفت ابزارهای الکترونیکی، اکنون به دستگاه mri بسیار پیشرفته می‌توانند بخشهای مختلف مغز را بررسی کنند و گویا مثلا فهمیده‌اند که اگر بتوان فلان بخش مغز را با فلان ماده شیمیایی تحت تاثیر قرار داد آنگاه خاطرات ناخوشایند و عقده‌ها و کینه‌جویی‌ها از وجود آن شخص رخت برمی‌بندد ولی دانشمندان می‌گویند این امور هنوز در دست بررسی آزمایشگاهی‌ست؛ گرچه من با سابقه‌ای که ازین دانشمندان در طول تاریخ در حافظه‌ام دارم و بویژه در مورد تحقیقات مربوط به مغز و سیستم عصبی، تقریبا مطمئنم که چند سالی‌ست که دانشمندان برروی افراد بی‌گناه و بی‌پناه؛ بخصوص زندانیان به آزمایش واقعی می‌پردازند و مثلا شما تصور کن اگر الان در زندان !!! یی و مخوف گوانتانامو، دانشمندان به تزریق مواد شیمیایی به اعضای القاعده بپردازند و تاثیر آن را روی زندانیانی که بدل به موش آزمایشگاهی گشته‌اند، مورد بررسی قرار دهند آنگاه چه !!! ی باخبر می‌شود؟
و نکته‌ای که مایلم حتما به آن اشاره کنم، این است که تحقیقا بنده تنها وبلاگ‌نویسی نیستم که چاپلوسی و دروغگویی نمی‌کنم و بی‌گمان بسیاری از انسانهای شریف و نجیب و حلال‌زاده در کشور ایران هستند که به مراتب ارزش اخلاقی بیشتری نسبت به بنده دارند و اگر چنین نبود که سنگ روی سنگ بند نمی‌شد
بار دیگر از محبت شما سپاسگزارم و برای شما و خانواده گرامی شما، بهترینها را در همه امور آروزمندم

پیام دیگری آمده که به دلایل خاص آن را درج می‌کنم و بدان پاسخی که شاید چندان مربوط به این پیام خاص نباشد می‌دهم:
پنجشنبه 27 شهریور1393 ساعت: 23:16
توسط: بابک
سلام. شب بخیر
یک سر به بازی کاروآنا و ممدیاروف بزنید بازی بسیار جالبی بود
بنده از این بازی اطلاع داشتم و اتفاقا می‌خواستم امروز به آن بپردازم ولی به دلیل آنکه از شما که بابک هستید خوشم نمی‌آید، بنابراین به عمد آن را نقد ن !!! و دیگر هم برای من پیام ننویس زیرا دیدن اسمت باعث نارحتی ذهنی‌ام می‌شود
می‌دانم که حداقل تا لحظه خواندن این مطلب مرا بسیار دوست داری و به قول خودت، حتی به خانواده‌ات نیز گفته‌ای که فلانی "نابغه" است اما اگر باز هم مرا دوست داشتی و خواستی برایم پیام بگذاری با یک اسم دیگر بنویس که من دچار آزردگی ذهنی نشوم زیرا انسانی بسیار بسیار حساس هستم و فکر می‌کنم اگر بابک و سایر خوانندگان وبلاگ د !!! یتی‌ام، قدری به مطالعه در امور پزشکی پرداخته باشند آنگاه می‌دانند که افرادی با هوش و حافظه اندکی بالاتر از دیگران و نیز بویژه !!! انی که هنرمند هستند و موسیقی اجرا می‌کنند و شعر و !!! نامه و داستان می‌نویسند، بسیار بیشتر از دیگران حساس هستند و کاملا زودرنج می‌باشند و دوست دارند همه چیز، منجمله انسانهای دوروبرشان را کاملا شفاف و منطقی و عاری از پلیدی ببینند و وقتی چنین نشود آنگاه خیلی زود و عمیقا می‌رنجند
تصور می‌کنم اغلب خوانندگان وبلاگ شطرنجی‌ام، با این !!! ات سهراب سپهری، بهتر از بنده آشنا باشند:
به سراغ من اگر می‌آیید، نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
سهراب این !!! ات را برا !!! ‌جانش نسرود بلکه سرود تا قدری سطح فرهنگ و بینش مردم این سرزمین را بالا ببرد و امثال بابک بتوانند شخصیت و میزان حساسیت هنرمند جماعت را درک کنند
شاید بسیاری از خوانندگان وبلاگ شطرنجی‌ام تعجب کنند که چرا به بابک چنین می‌گویم ولی من مانند همیشه با صداقت، آنچه روی داده و منتج به نفرت من از بابک شده را شرح می‌دهم و پیشاپیش بگویم که توضیح دادن بابک یا دیگران در تصمیم‌گیری من هیچ تاثیری ندارد و بهتر است هیچ !!! در این باره برایم ننویسد و راهنمایی و میانجیگری نکند
این بابک همان !!! ی‌ست که چند روز قبل ازو با نام مستعار "آقای ب" اسم بردم و اکنون لازم می‌بینم به شرح آنچه بین ما گشت بپردازم
این دو پیام از بابک را ملاحظه فرمایید و به تاریخ ارسال آنها نیز دقت نمایید و توجه داشته باشید که بابک این پیامها را به صورت قابل نشر ارسال نموده و بنابراین !!! ی نمی‌تواند به من !!! ده بگیرد که چرا آنها را منتشر می‌سازم زیرا اگر او مایل به انتشار آنها نبود می‌توانست به صورت خصوصی بفرستد:
یکشنبه 23 شهریور1393 ساعت: 11:4
توسط: بابک
با سلام خدا اون روزی رو نیاره که بنده بخواهم !!! ی رو مس !!! ه کنم
بنده بابک خاقانی هستم ریتینگ 2320 دارم
فرمایشات شما رو کاملا میخونم و بسیاری از اونها رو قبول دارم. تفسیرهایی شما رو بسیار دقیق میخونم از اینکه تفسیرها از خودتون هست و این شهامت رو که خیلی از شطرنجبازان ما ندارند دارید لذت میبرم
شما آدم آزاد !!! شی هستید و در این زمانه این ارزشه
فقط خواهشی داشتم چون آقای قائم مقامی به منزل ما رفت و آمد دارند و از نزدیک میشناسمشون با ایشان خیلی نامهربان هستید، البته خیلی از گفته های شما واقعیت دارد ولی ایشان بسیار پسر مودبی هستند و من میدانم ماهی 3 میلیون تومان کمک به ایتام دارند، البته این پیش خودمان بمونه
در آ !!! با سپاس فراوان، من اولین روزی که مطالب شما رو خوندم به اهل خانه عرض !!! شما نابغه هستید
اگر اصرار !!! بازیهای شما رو ببینم به خاطر این بود که مطمئن بودم خلاقیت شما در بازیتون نمود داره و البته که شما قلم توانایی دارید
به هر حال من شما رو دوست دارم و همیشه منتظر خواندن مطالب شما هستم
این پیامی که بود که آن روز بابک فرستاد و من به صورت سربسته در مطلبی با عنوان ◄ باور کنید فقط درباره شطرنج نوشتم، باور هم نکردید مهم نیست، بعدا یک خاکی به سرم می‌ریزم جوابش را دادم
سپس بابک پیام دیگری فرستاد به شرح زیر:
یکشنبه 23 شهریور1393 ساعت: 22:53
توسط: بابک
با سلام خدمت ایرج خان عزیز
بنده نظر شخصی خود را گفتم و ایشان (منظور بابک از ایشان، احسان قائم مقامی است) اصلا در جریان نیستند
به هر حال با توجه به هزینه‌های زندگی و عشق بیحد ایشان به شطرنج اینکه ما بخواهیم ایشان شطرنج حرفه‌ای را کنار گذاشته تا راه برای جوانترها باز شود به خود ایشان بستگی دارد و فکر می‌کنم که ایشان نمیتواند سد راه !!! ی برای پیشرفتش شود
بنده به گروه خاصی تعلق ندارم و برآیم فرقی ندارد که خصوصی صحبت کنیم یا عمومی
سالی یکبار هم از در فدراسیون رد نمیشوم
در ضمن نتیجه بازی بنده با احسان اشتباه ثبت شده و ایشان برده‌اند
به هر حال نباید فراموش کنیم که قبل از احسان سطح شطرنج ایران در حد 2400 بود و الان در حد 2600
در جمع های بازیکنان ایرانی خیلی راجع به حمایت فدراسیون از احسان صحبت میشه ولی واقعیتی وجود دارد هیچ کدام از بازیکنان ایرانی عشق احسان به شطرنج و پشتکار ایشان را ندارند
با تشکر
این دو پیام بابک خیلی برایم عجیب است و این را درنظر داشته باشید که بابک یک پسربچه یا نوجوان و جوان نیست بلکه ۳۸ ساله هست و گرچه چیزی درباره سطح نحصیلات خود ننوشته ولی تصور می‌کنم دارای درجه !!! ی باشد و بنابراین می‌داند که چکار می‌کند و چه می‌نویسد و معنی واژگان فارسی را نیز به خوبی از بر هست
تناقضات پیامهای ایشان به قدری زیاد است که من واقعا نمی‌دانم از کجا شروع کنم زیرا می‌دانم بسیاری از خوانندگان، حوصله خواندن این همه سطرهای مختلف را ندارند
مثلا وقتی بابک اینقدر از هوش من تعریف می‌کند سپس آیا با خود نمی‌ !!! شد که بالا !!! ه این روزدار اگر باهوش است پس باید نوشته‌هایش نیز نشانه‌ای از هوش را در خود داشته باشند و نوشته هوشمندانه نیز صحت دارد و دیگر نمی‌شود که بابک هرجا دلش خواست مرا هوشمند و نابغه بداند و هرجا میل مبارکش کشید مرا نادان فرض کند و بیهوده طرف احسان را بگیرد
و یا بی‌منطقی و تناقض بابک آنجاست که نمی‌فهمد بنده تاکنون و هرگز نسبت به زندگی خصوصی احسان هیچ چیزی نگفته‌ام و نمی‌گویم زیرا اصولا احسان را ندیده‌ام و فقط او را از طریق مصاحبه‌هایی که کرده و چیزهایی که دیگران درباره‌اش نوشته‌اند می‌شناسم و حتی اگر من از روز تولد احسان با او بودم نیز، هرگز هیچ چیزی درباره زندگی خصوصی او نمی‌نوشتم و فقط به زندگی تخصصی او و آنچه به شطرنج ایران مربوط می‌شود، می‌پرداختم و انتقاد می‌ !!!
مثلا اگر بنده یک کلمه نوشته بودم که احسان پسر بداخلاقی است، این ورود به حریم خصوصی احسان بود و بابک حق داشت بگوید که نه احسان خیلی خوش اخلاق است
اگر بنده گفته بودم که احسان انسانی عیاش است و فقط به فکر خودش می‌باشد (که نگفته‌ام)، آنگاه بابک حق داشت بگوید که خیر زیرا احسان به ایتام کمک می‌کند× البته در مورد کمک به ایتام نیز همه می‌دانیم که حتی بابک زنجانی نیز بسیار کمک به ایتام در پرونده‌اش دارد و این را جدی می‌گویم و تصور نکنید که نیش و کنایه می‌زنم
یادم هست وقتی شهرام جزایری را به جرم !!! ی میلیاردی گرفتند، آنگاه خودش و دوستانش بارها نوشتند که او به فقرا و ایتام کمک نموده و حتی گفتند که چندین مسجد در !!! ای مختلف بنا نموده است و غیره و غیره که می‌توانید با جستجو در گوگل به شرح ماوقع برسید
یک نکته را برایتان بگویم که از نظر علم پزشکی اثبات شده است و آن اینکه بسیاری از افرادی که به ایتام و فقرا کمک می‌کنند و یا در مراسم مذهبی شرکت می‌نمایند و خیلی اشک می‌ریزند و به سرو !!! خود می‌زنند، اتفاقا به دلیل آگاهی از پلیدیهای درون خود و عذاب وجدان این کارها را می‌کنند و نه به صورت عادی و به عنوان انسانی فرشته‌خوی؛ بنابراین بهتر است بابک و دیگران، ازین پس با دقت بیشتری به افرادی که خیلی به دیگران کمک مادی می‌کنند و مذهبی هستند، بنگرند و تا زمانی که کاملا مطمئن نشده‌اند که آن شخص پاک است، نه به تایید و نه تکذیبش نپردازند
مثلا برای من جای تعجب دارد که بابک در پیام نخست به یتیم‌نوازی احسان با ذکر رقم ماهی سه میلیون تومان اشاره می‌کند و سپس در پیام دوم بلافاصله همان آهنگ همیشگی را در توجیه رفتار احسان می‌نوازد: " به هر حال با توجه به هزینه‌های زندگی". کدام هزینه زندگی؟ مگر بقیه مردم بدون نگرانی از "هزینه زندگی" در همسایگی احسان هستند؟ آیا بنده را یک شاهزاده میلیاردر در جزایر هاوایی تصور کردید که فقط مشغول موج‌سواری و دیسکو و خوش‌گذرانی هستم و قصد داشتید با گفتن "هزینه زندگی" به یاد من آورید که مسکن و خوراک و لباس و غیره و غیره نیز وجود دارند؟
بیایید از همین فردا زندگی و موجودی بانکی بنده و احسان را به صورت کاملا دقیق و به صورت گروهی بررسی نمایید تا ببینیم چه !!! ی باید به آن دیگری هشدار دهد که چیزی به نام "هزینه زندگی" وجود دارد
بابک گرچه قصد دفاع از احسان داشته و دارد اما حواسش نیست که اتفاقا این "هزینه زندگی" اشاره به حرص و ولع به مادیات و عشق به تجملات دارد و اتفاقا همین چیزهاست که باعث نکبت و سقوط انسانها می‌شود و آنها را به شنیدن شعار "حیا کن، رها کن" سوق می‌دهد
سخن بابک برای اینکه می‌گوید احسان درجه الو ایران را از ۲۴۰۰ به ۲۶۰۰ رساند مایه خنده است و من نمی‌دانم اصولا بابک متوجه هست که چه می‌نویسد؟
بابک به این ترتیب اگر احسان ۲۰۰ درجه به سطح شطرنج ایران افزوده آنگاه باید تو و احسان بگردید و دستبوس !!! انی باشید که درجه شطرنج ایران را از صفر به ۲۴۰۰ رساندند
ایزاک نیوتن را که همه می‌شناسید، ایشان بسیار انسان تندخو و خودستایی بود و به معنی دقیق کلمه نه اعصاب داشت و نه ادب و !!! ی را نیز داخل آدم حساب نمی‌کرد حتی لایب‌نیتس کبیر را، که می‌توانید با مراجعه به اینترنت درباره رفتارهای خاص نیوتن بیشتر بخوانید، اما همین نیوتون با همه ف !!! فروشی‌هایش یک جمله درخشان و دقیق و متواضعانه در تاریخ بجا گذارد، آنجا که گفت: اگر من کوتوله افق‌های دوردست‌تری را می‌بینم به دلیل آن است که روی دوش غول گذشته ایستاده‌ام!
از سخن نیوتن بهتر و دقیق‌تر می‌توانید چیزی تصور کنید؟
بابک و احسان اول بروند !!! انی که شطرنج ایران را از صفر به ۲۴۰۰ رساندند پیدا کنند و دستتشان را ببوسند و اگر درگذشته‌اند، ذکر خیرشان را بگویند و سپس بیایند از ۲۰۰ درجه خودشان حرف بزنند
اما مهمتر از همه این است که اصولا چیزی به نام نقش احسان در افزودن ۲۰۰ درجه به شطرنج ایران صحت ندارد و این مانند آن است که مثلا !!! ی بگوید اگر علی !!! نبود آنگاه فوتبال ایران هم نبود! خدا را شکر که زمان شاه و با مربی ایرانی به نام حشمت مهاجرانی به جام جهانی رفتیم وگرنه علی !!! و دوستانش (نظیر بابک) این !!! زاده دروغین را درست می‌ !!! د که علی !!! فوتبال ایران را به جام جهانی برد و جهانی کرد!
بگذارید فرق انسانها را بهتر بشناسیم؛ اکنون دگیر !!! ی نیست که نام شازده خانمی به نام مریم میرزاخانی را نداند و به بزرگی کاری که در سطح جهان انجام داد پی نبرده باشد: نخستین بانوی ریاضی‌دان که توانست دنیای کاملا مردانه ریاضی را کنار زند و تصور می‌کنم احسان و بابک هرچه بخواهند خودشان را باد بزنند، دیگر در اینجا کوتاه می‌آیند و می‌پذیرند که شازده مریم‌بانو کهشکشان است و احسان یک دانه شن و اما نتیجه آنکه بنده سالها قبل مصاحبه‌ای از این شازده خانم خواندم که فکر کنم مربوط به ۲۰۰۶ بود و در !!! و به زبان انگلیسی با ایشان شده بود. مریم‌بانو در همان سطر اول به وضوح به آن مصاحبه‌گر !!! یی گفته بود که اگر چند سال زودتر به دنیا آمده بود هیچ !!! حتی اسمش را نیز نمی‌دانست و نمی‌توانست چیزی از ریاضی بفهمد و به خارج بیاید که منظورش همان نسل سوخته اوایل انقلاب بود ( !!! انی نظیر من که بین ۵۰ تا ۶۰ سال دارند؛ حدودا عرض !!! ) و بینید مریم‌بانو چقدر باوقار و باشخصیت است که نخستین جملات مصاحبه را نه با خودستایی بلکه با ذکر خیر از نسل سوخته‌ای که به دلیل انقلاب و گروگانگیری سفارت !!! و سپس داستان انقلاب فرهنگی و بستن !!! ‌ها و به سلامتی با جنگ هشت ساله، پ !!! ر شدند و اصلا هیچ !!! نپرسید که اصلا شما انسان هستید یا یک مشت روح؟
بنده مثال خودم را زدم که در سن ۱۱ سالگی یک حکم سلطنتی از سوی شاه و به امضای هویدا (نخست‌ !!! ) و خانم فرخ‌روپارسا ( !!! آموزش پرورش) ‌دریافت نمودم که به دلیل برتری جستن به تمامی دانش‌آموزان ایران، دو امیتاز از سوی شاه به من داده شد: اول آنکه حق دارم بدون کنکور وارد هر رشته و هر !!! شوم و دوم اینکه !!! ت ایران هزینه تحصیلات مرا در داخل و خارج ایران تا زمانی که بخواهم، متقبل می‌شود و شما درنظر بگیرید که بازی روزگار با من چنان کرد که تقریبا چهار پنج سال بعد، بنده جنگ‌زده و بی‌خانمان بودم و پدرم روی تخت بیمارستان بود و پزشکان مجبور شدند یک چشمش را بیرون آورند و بنده که ن !!! تی برترین دانش‌آموز ایران بودم، کنار خیابان و روی چند تکه مقوا ایستاده بودم و جوراب و دستکش و شال گردن می‌فروختم تا چند ریال !!! جی به دست آورم. شطرنج که حرام و تعطیل بود، موسیقی که حرام و تعطیل بود، حتی اغلب رشته‌های ورزشی نیز به دلیل آنکه در انگلیس و !!! بوجود آمده بودند (مانند فوتبال) نیز حرام و تعطیل بودند و اینجاست که اهمیت سخن دقیق مریم‌بانو و شخصیت فروافتاده و متین و نجیب ایشان معلوم می‌گردد که می‌گوید اگر چند سال زودتر دنیا آمده بودم، هیچ نمی‌شدم و نه ریاضی می‌دانستم و نه !!! ی مرا می‌شناخت
آیا احسان و بابک نیز متانت مریم‌بانو را دارند و اصولا چیزی از زندگی می‌فهمند یا غرق در خودستایی و حرص و طمع گشته‌اند وسپس منت می‌گذارند که بله ماهی سه میلیون به ایتام کمک می‌کنیم، به قول قدما این کمک بخورد توی کمرتان!
من به صراحت پرسیدم که یعنی برای همین جام اکو که همه می‌دانند یکی از مفتضح‌ترین مسابقات شطرنج بود، چرا احسان شرکت داده شد؟ آدم قحطی بود؟ یعنی احسان یک پسر ۱۰ ساله بود که برای !!! ب تجربه برود با یک بازیکن بدون درجه افغان بازی کند؟ مثلا چیزی می‌شد اگر امثال مطهره در جام اکو بازی می‌ !!! د؟
آیا فکر می‌کنید که بقیه مردم عقب‌مانده هستند و نشانه‌های تبعیض آشکار را نمی‌بینند و درک نمی‌کنند؟ آیا تصور می‌کنید مردم مفهوم "رانت حکومتی" را نمی‌فهمند؟
بابک به اتفاق احسان و همه دوستان و آشنایان خود بروید و تحقیق کنید و ببینید که مقام ایران در المپیاد شطرنج قبلا چگونه بود و از وقتی "رانت حکومتی" احسان را روی میز شماره یک نشاند به چه رتبه‌ای رسیده است؟ چرا اینها را نمی‌بینی؟
و از همه اینها گذشته آنجا مشت بابک در دروغگویی باز می‌شود که به من می‌تازد که چرا باید احسان کنار برود و چرا بقیه شطرنجبازان احسان را ش !!! ت نمی‌دهند؟ اگر همه مسایل مربوط به ناداوریها و رشوه و بده‌بستانها و تبانی‌هایی که خود رییس فدراسیون ایران به زبان آورد را کنار بگذاریم، آنگاه من حق دارم از بابک بپرسم که چگونه ادعا می‌کنی که خواننده مطالب من هستی و مرا نابغه می‌دانی و غیره و غیره اما اصلا نمی‌دانی من چه نوشته‌ام؟
بنده بسیار قبل از آنکه پیام بابک را ببینم، به صراحت نوشتم که هیچ !!! نمی‌تواند احسان را از حضور در مسابقات منع کند و نوشتم اگر !!! خسرو هرندی هم امروز مایل به شرکت در مسابقات باشد نیز هیچ !!! نمی‌تواند مخالفت کند و فقط وقتی که یک مرجع صاحب صلاحیت، یک نفر را از شرکت در مسابقات رسمی منع نموده باشد می‌توان از حضور آن شخص ممانعت نمود و عجیب است که بابک این نوشته مرا ندیده و نخوانده و اینک دیدگاه قبلا نوشته شده خودم را برایم بازنویسی می‌کند!
و نیز من به جوانان و نوجوانان ایرانی به صراحت نوشتم که از ایشان گلایه دارم که چرا نمی‌توانند افسانه‌پردازیها و هاله نوری که احسان دور خودش ایجاد کرده را فراموش کنند و قرص و محکم جلوی احسان بازی کنند؟
اما در این میان به چیز دیگری نیز اشاره !!! که آن چیز را شما میتوانید در کناره‌گیری کاپیتان تیم فوتبال آلمان در روز بازگشت پرافتخارش و هنگامی که جام جهانی را در دست داشت به وضوح اعلام کرد و نیز کناره‌گیری بازیکنان افسانه‌ای فوتبال جهان مانند جرالد و لمپارد انگلیسی و غیره و غیره
بابک و احسان اگر به سن بلوغ رسیده‌اند باید به این چیزها نیز توجه کنند و بدانند که دنیا فقط در "رانت حکومتی" و چاپلوسی و منم زدن در تلویزیون پاسدار ضرغامی خلاصه نشده و درضمن مردم ایران با دقت و هوشیاری کامل هر حرکت افراد "رانت‌خور حکومتی" را در حافظه تاریخی خود ظبط می‌کنند و وقتی روز داوری فرا رسید بجای این چیزهایی که من می‌نویسم با سلاخی !!! به افراد خائن و رانت‌خور، جواب می‌دهند؛ من شاهد حوادث سال ۱۳۵۶ و ۵۷ و ۵۸ و ۵۹ و ۶۰ و ۶۱ و غیره و غیره و غیره بوده‌ام و دقیقا می‌دانم که چه می‌گویم و چه می‌نویسم و بابک و احسان نیز بد نیست برای یادگیری این مسایل، از گلخانه !!! کامبوزیا و کامبوزه نگاهی به بیرون بیندازند و حوادث عراق و افغانستان و مصر و !!! و تونس و لیبی را بنگرند تا قدری به سن بلوغ نزدیک شوند
باز هم حرف دارم که بنویسم اما می‌دانم مثنوی می‌شود و امثال بابک و احسان همیشه در جه !!! خویش باقی می‌مانند و عاقل نمی‌شوند مگر روزی که خود را در گور بیابند
بابک و احسان حواسشان نیست که وقتی خودشان می‌دانند " در جمع های بازیکنان ایرانی خیلی راجع به حمایت فدراسیون از احسان صحبت میشه" یعنی چه؟ و برایم خیلی عجیب است که بابک و احسان اینقدر نادان و بسته هستند که حتی به سایت فیده و گزارش بدون خدشه فیده از میزان رشد درجه بازیکنان ایران نیز رجوع نمی‌کنند و مثلا نمی‌دانند که وقتی میزان رشد درجه سارا خادم یا پویا آیدنی در یک بازه زمانی !!! و ثابت، بسیار بیشتر از احسان باشد به معنی آن است که علاقه و جدیت سارا و پویا از احسان بیشتر است؛ شاید یک روز که خسته نیستم و حوصله داشتم با ارجاع دادن به لینکهای سایت فیده و به کمک علم ریاضی ثابت کنم که احسان عاشق پول و خودستایی و رانت حکومتی‌ست و نه شطرنج

درباره ایمیل حاج سعید و کاری که انجام داده در یک روز دیگر می‌نویسم زیرا الان بسیار خسته هستم اما همینجا به حاج سعید می‌گویم که نه تنها پول را قبول ندارم و برای ایشان مسترد می‌دارم بلکه ایشان هیچ حقی ندارد که به من بگوید در وبلاگم چه بنویسم و یا ننویسم و ایشان بهتر است سرش به کار وبلاگ خودش باشد و حدو مرز خودش را بشناسد و اگر لینک‌دادن به وبلاگ د !!! یتی مرا حذف کند بسیار خوشحال می‌شوم زیرا دوست ندارم منت هیچ !!! بر سرم باشد؛ نمی‌دانم چرا مردم فکر می‌کنند با پرداخت دیرهنگام چند ریال بدهی خود حق امر و نهی !!! دارند؟ اگر شماره کارت بدهی فردا پولت را پس می‌فرستم و در غیر این صورت آن را به کمیته امداد خواهم داد اما هرگز پول !!! ی را که نمی‌شناسم و ازو خوشم نمی‌آید در زندگی خودم وارد نمی‌کنم؛ شما هنوز "بچه سوسول" هستید و نمی‌دانید زندگی چیست