اول عشق است 

بوی نون تازه بوی گندم

بوی باروت آژانس شیشه ای

عباس از اون ور قاب داد می زنه:

“بسه این بازی های کلیشه ای”

بانوای،بانوای کاروان

مشدی اسماعیل ها از راه میان

حالا که سینما مردمی شده

نباید بچه ها کوتاه بیان

فکرنکن قصه ی ماتموم شده

تازه این ترانه آغاز شده

ما باید راهو چراغونی کنیم

حالاکه مسیرمون باز شده

فکر نکن دیگه این قصه ی ما تموم شده

تازه این جوشش ترانه آغاز شده

ما باید بعد از این راهو چراغونی کنیم

حالا که،حالا که مسیرمون باز شده

صدا وقتی برسه به آسمون

تو شلوغی زمین گم نمیشه

ما فقط برای مردم میخونیم

هیچ !!! ی حریف مردم نمیشه

بوی نون تازه،بوی خون میاد

جبهه ی. !!! ه و جنگ خبره

پیر ما گفت:هنرمند بشید!

پیرما گفت”شهادت هنره!”

“تازه این اول عشقه” اخوی

تو پر از ترانه های بکری!

کی میفهمه چایی روضه چی

پلاسه کافه ی روشن فکری

فکر نکن قصه ی ما تموم شده

تازه این ترانه آغاز شده

ما باید راهو چراغونی کنیم

حالا که مسیرمون باز شده!

فکر نکن دیگه این قصه ی ما تموم شده

تازه این جوشش ترانه آغاز شده

ما باید بعد از این راهو چراغونی کنیم

حالا که،حالاکه مسیرمون بازشده.

20فروردین سالروز شهادت شهید سید مرتضی آوینی  روز هنروانقلاب !!! ی گرامی باد.

یادش گرامی وراهش پر رهرو باد