خاک را می­بویم، بوی قطرات باران بر خاک و بر دیوارهای
کاه گلی عشق را در کالبد زنده می ­کند، گویی بهار دوباره بازگشته است؛ به یُمن ورود
دلاور مردان سرافراز.
مردان صبوری که بلندترین قله­ های پایداری را فتح !!! د تا دشمن به زانو درآید و
عجز خویش را لابه کند.

دل­ها از شوق بیرون می­ جهد و چهره­ ها پس از سال­ها با لبخند آشتی می­ کند. شانه­
های استواری که آتشفشانی از درد را در خود نهفته داشت، می ­آید تا بار سنگین درد و
غم را که یادگار دیوارهای سیاه اسارت بود، در سپیده دم کوچه­ های عشق بر زمین
بگذارد.
یوسف­ های غریب از راه می ­رسند تا وطن آن­ها را در آغوش کشد و بر پاهای استوارشان
بوسه زند و آنان نیز در سجده­ ی شکر بر خاک وطن می ­افتند و ص !!! لرزان در همهمه
شوق: <در بگشایید، شمع بیاورید، عود و اسپند بسوزانید، شاید این غبار از راه
رسیده و از سفری دراز برگشته گمشده­ی من باشد>


بازگشت غرور آفرین پرستو ها را به مردم کشورم تبریک میگم


منبع:

http://shokrekhoda.parsiblog.com/posts/31