تادستش نوشابه فانتا را دیدم،عصبانی شدم و گفتم تو دوباره برای من فانتا !!! یدی؟ چند بار بگم من پپسی می خورم. عباس خیلی آرام گفت:حالا نمی شود فانتا بخورید؟ گفتم چرا و اصرار !!! .گفت:کارخانه پپسی برای !!! است.این جریان برای !!! و دوره ی دانشجویی ما در !!! بود.«جنگ،شلیک گلوله نیست!احساس مسئولیت است.»
یاد"شهید عباس بابایی"بخیر