امشب با دلم سودای اشک دارم.....

دردی فرا تر از مجنون.....

ناله ای همسو با فرهاد بیستون....

آری امشب دلم اشک میخواهد....

ارامشی که با امدنش !!! ن میشود نداشته هایم....

امشب لحظه وداع با یادبودهایت است....

یادگاری های به جا مانده از تنت....

آری پدر جان امشب باید وداع کنم با تن پوش های پر افتخارت...

خانه دارد رفتنت را باور میکند.....

امشب با یادگاری هایت محفلی از اشک دارم.....