سلام  با یه دنیا خبرای خوب برگشتم . 

پنج شنبه سیزدهم ابان شام رفتیم خونه مامی و گفتیم !!! میخوایم یکم استراحت کنیم و نمیایم و بعد شام اومدیم خونه و !!! تا لنگ ظهر خو !!! دیم و بعد از ظهر من استراحچ !!! و شام درست !!! و شوشو به کارای خونه رو انجام داد و داشت ورزش میکرد که یهو حس !!! داره اتفاقاتی میفته و دیدم خونریزی دارم با وحشت دویدم به شوشو گفتم و رفتیم اورژانس بیمارستان و بدون اتلاف وقت و سریع منو بستری !!! و گفتن فشارم شده نوزده و خیلی خطرناکه احتمال به کما رفتن هست و تا شوشو بخواد تشکیل پرونده بده منو سریع بردن اتاق عمل خیلی ساعات استرس زایی بود هی چی !!! ماس می !!! بزارن شاید فشارم پایین بیاد !!! ی گوش نمیداد و از خدا میخواستم نی نی سالم بمونه .خلاصه شوشو به مامی زنگ زده بود تا اونا برسن نی نی بدنیا اومد و من با عمل سختی که یک ساعت و نیم بعد از بدنیا اومدن سورنا توی اناق عمل بودم .منو اوردن بخش و سورنا بخش نوزادان تو ان ای سی یو بود بعد از چهار روز منو مرخص !!! و بعد از دوازده روز سورنا رو مرخص !!! البته من بعد از ترخیص رفتم موندم پیش سورنا تا مرخص شد و بسلامتی اومدیم خونه و من تمام وقت بکمک مامی و شوشو به سورنا رسیدگی کردیم و خداروشکر حالش بهتر و بهتر شد . 

دلسا جون اومدم