اساساً بسیاری دین داری را در ظاهر افراد و انجام دادن کارهایی از قبیل نذر !!! ، اطعام دادن، سفرهای زیارتی و انجام مناسک می دانند و اگر !!! ی پایبندی به این امور داشت و یا به عزاداری و گریه بر مصیبت اهل بیت(علیهم السلام) و داشتن تسبیح و به گفتن ذکر و صلوات همت گماشت، او را دین دار می دانند و اگر در جامعه محافل برگزاری دعا و شعائر و جشن و اعیاد دینی و عزاداری رونق گرفت و یا ظواهر دینی به خوبی رعایت شد، آن ها را دلیل دین داری جامعه می دانند. برای آنها مهم نیست که در جامعه جهل، فقر، فساد، ناامنی و اختلاف طبقاتی رواج داشته باشد. تنها چیزی که برای آنها اهمیت دارد، رواج شعائر و مناسک دینی و اجرای ظاهری شریعت است.

گروهی دیگر در این که برخی از کارهای فوق می تواند نمایانگر دین داری فرد و جامعه باشد، تردیدی ندارند، اما تنها آنها را علامت های دین داری نمی دانند و معتقدند که دین داری شاخص هایی همچون: راستگویی، امانت داری، احترام به حقوق افراد، دخ !!! ن !!! در زندگی خصوصی دیگران، حُسن همجواری، عطوفت و… دارد. در سطح جامعه هم، جامعه ای را دین دار می خوانند که با ستم مبارزه کند، در جهت نفی فقر، فساد، تبعیض و برقراری عد !!! کوشش کند.

پس دین داری و دین دار شدن دارای علائم و نشانه هایی جز آن است که ما در ظاهر برداشت می کنیم. !!! ، روزه، حج و… همه برای ایجاد آن علائم اند. اگر ما کاری کردیم که این ح !!! ظاهری انجام شد، اما آن هدف اصلی پدید نیاید، در ایجاد دین داری موفق نبوده ایم.

به عقیده بنده دین دار حقیقی به شخصی اطلاق می شود که خوب ببیند، خوب بشنود، خوب تفکر کند و خوب عمل کند و اینکه در راه جهاد و مقاومت و ایثار و فداکاری و ازخود گذشتگی بکوشد؛ نه اینکه تمام فکر و ذکرش بشود "من"! اگر جیبی پر بشود جیب من؛ اگر جایگاهی تأمین بشود جایگاه من؛ اگر موقعیتی ایجاد بشود موقعیت من و مانند آن...

در جامعه ی امروزی عده ای از مردم در مقابل مُنکرات و عمل های طاغوت گرایانه سکوت می کنند، عده ای محافظه کاری می کنند، عده ای متأسفانه حمایت می کنند، عده ای از ترس از دست دادن جایگاه خود همکاری می کنند، عده ای نمی دانند که مُنکر چیست و حمایت می کنند، عده ای مقابل مخالفین مُنکرات کارشکنی کرده  و زی !!! ایشان را خالی می کنند و درمقابل، عده ای نیز همچنان فریاد می زنند که آقا این منکر ست و این باطل ست ولی !!! ی به فریادشان نمی رسد، گویا گوش شنوایی وجود ندارد و عده نادری هم هستند که نه تنها شبانه روز ندای وا عطشا و وا حسینا سر می دهند، بلکه خود را نیز در خطر می اندازند و فدای !!! و مسلمین می کنند که طُوبَی لَهُم وَ حُسنُ مَئَاب ...

درواقع اگر !!! ی !!! ست که "مَن کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا" و یا اینکه می داند "وَإِن یَمْسَسْکَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ کَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ" که نباید به غیر توکل کند و به دیگری امید داشته باشد؟!

درحال حاضر مهم ترین و بارزترین اصل دین داری میان مردم در تصمیمات و انتخاب اصلح در عرصه سیاست به وضوح مشاهده می شود. درواقع برخلاف برخی انسان های کج !!! ش و کم !!! د که اصل دین را از سیاست جدا می دانند، باید عرض کنیم نه تنها دین از سیاست جدا نیست، بلکه دین بدون سیاست معنا و مفهوم اصلی خود را از دست خواهد داد!

واژه سیاست از نظر لغت از «ساس» و «سوس» گرفته شده و به معنای کشورداری، اصلاح امور مردم، و اداره !!! کشور بر اساس قوانین و برنامه ریزی و تد !!! ر است. لغت شناس معروف طریحی در فرهنگ نامه مجمع البحرین می نویسد: «السیاسة القیام علی الشیء بما یصلحه; سیاست یعنی اقدام برای سامان دادن چیزی، به وسیله اموری که آن را اصلاح کند و سامان بخشد.» و در ادامه این بحث می نویسد: در وصف !!! ان معصوم (ع) گفته شده است:«انتم ساسة العباد; شما سیاست مداران بندگان خدا هستید.» و نیز در شأن آن ها آمده: «ال !!! عارف بالسیاسة; !!! به امورسیاست آگاهی و شناخت دارد.» سپس می گوید: «امور دین و ملت، از جانب خداوند به !!! ش واگذار شد، «لیسوس عباده; تا آن !!! (ص) بندگان خدا را بر اساس سیاست خود تربیت و اصلاح کند.» و در پایان می گوید: « !!! ان بنی !!! ، بنی !!! را سیاست می !!! د، یعنی زمام امور !!! ی آن ها را همانند رؤسا و فرمان روایان به دست می گرفتند و شئون زندگی آن ها را اداره واصلاح و تدبیر می نمودند.»

ناگفته نماند مفهوم سیاست با سیاست بازی، سیاست زدگی، دغل بازی، عوام فریبی و هرزگی منافات دارد که متأسفانه در جامعه امروزی چنین معضلاتی به کرار مشاهده شده ست و بسیاری از مردم بخصوص جوانان کم !!! د و کج !!! ش با چنین رفتارهایی خواسته یا ناخواسته خود را بازیچه دست !!! انی می کنند که نه در دنیا به دردشان می خورند و نه در آ !!! ت...

حضرت !!! !!! (ره) در فرازی از یکی از خطابه های خود که در تاریخ 21/1/1343 ایراد شده می فرماید: «والله !!! تمامش سیاست است، !!! را بد معرفی کرده اند.» و در سخن دیگر می فرماید: « !!! مکتبی است بر خلاف مکتب های غیر توحیدی، در تمام شؤون فردی، اجتماعی، مادی، معنوی، فرهنگی، !!! و اقتصادی، دخ !!! و نظارت دارد، و از هیچ نکته ولو بسیار ناچیز فروگذار نکرده است...»

به واقع دین دار حقیقی را می توان به وضوح در عرصه سیاست شناخت و میان زشت و زیبا و جاهل و عالِم گزینه صحیح را انتخاب نمود؛ نه اینکه عده ای !!! و گرگ صفت عَلَم دین بدست بگیرند و در پشت صحنه منافقانه تیشه به ریشه !!! بزنند که متأسفانه امروزه در عرصه انتخابات شاهد چنین صفات زشتی هستیم. عده ای که در گذشته جزء نیروهای انقل !!! و دین دار محسوب می شدند ولی از آنجا که بنا بدلایلی ک !!! دای محبوب شان با تشخیص و درایت شورای محترم نگهبان مورد تأیید واقع نشد، نه تنها به نیروی انقل !!! ، ولایی، متعهد، بابصیرت، عالِم، کاردان و مورد تأیید منطقه گرایش پیدا نمی کنند، بلکه جبهه مقابل را مورد پذیرش خود قرار می دهند که این عمل، همان صفت منافقانه ای ست که دقیقا خودِ همین آقایان در اوایل انقلاب مقابل چنین صفاتی می ایستادند!

کجایند آن مردان باغیرت! کجایند آن مردان دین دار! کجایند آن مردان بابصیرت و کجایند آن مردان ولایتمدار و پا به رکاب که بدون هیچ چشم داشتی حاضر بودند جان خود را فدای انقلاب !!! ی و ولایت کنند...

وجود مبارک علی ابن !!! طالب (سلام الله علیه) در خطبه 194 نهج البلاغه می فرمایند: "ای بندگان خدا، شما را از منافقان می ترسانم؛ زیرا آنها گمراه و گمراه کننده اند و خطاکار و به خطا کشاننده اند؛ به رنگ های گوناگون ظاهر می شوند و از ترفندهای گوناگون استفاده می کنند و برای ش !!! تن شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند و در هر کمینگاهی به شکار شما می نشینند؛ قلب هایشان بیمار و ظاهرشان آراسته است؛ در پنهانی راه می روند و از بیراهه ها حرکت می کنند. وصفشان دارو و گفتارشان درمان، اما کردارشان دردی ست بی درمان؛ بر رفاه و آسایش مردم حسد می ورزند و بر بلا و گرفتاری مردم می افزایند و امیدواران را ناامید می کنند... آنها برابر هر حقی، باطلی و برابر هر دلیلی شبهه ای و برای هر زنده ای قاتلی و برای هر دردی کلیدی و برای هر شبی چراغی تهیه کرده اند. با اظهار یأس می خواهند به مطامع خویش برسند و بازار خود را گرم سازند و کالاهای خود را بفروشند؛ سخن می گویند، اما به اشتباه و تردید می اندازند؛ وصف می کنند اما فریب می دهند؛ در آغاز، راه را آسان و سپس در تنگناها به بن بست می کشانند؛ آنها یاوران !!! و زبانه های آتش جهنم می باشند."

برخی انسان ها دین داری را منوط به شرایط، جایگاه و موقعیت شخصی و اجتماعی خود می دانند. اگر خدشه ای به موقعیتشان وارد بشود، دین را براساس رأی خود تفسیر می کنند و اگر جایگاه و موقعیت اجتماعی و !!! خود را از دست بدهند، با رفتارشان عملاً مقابل دین می ایستند. به واقع چنین انسان هایی دین شان بصورت آنلاین متغیر ست و هر لحظه امکان بازگشت به جبهه مخالف برایشان پیش بینی شده و نان را به نرخ روز می خورند!

به فرموده علامه مصباح یزدی(حفظه الله) "انسان دائماً در معرض امتحان است. عمرسعد شب عاشورا تا صبح مردد بود که آیا با !!! حسین ـ‌علیه‌السلام‌ـ بجنگد یا نه؛ در نهایت هم تصمیم به جنگیدن گرفت و صبح بعد از اقامه !!! جماعت صبح، به ادعای خودش، با نیت قربه الی الله با پسررسول خدا ـ‌صلوات‌الله علیه‌ـ جنگید. او منکر خدا و !!! نبود؛ ولی تصمیم اشتباهی که به خاطر حب دنیا گرفت، او را جهنمی کرد. ما هم باید توجه داشته باشیم که هر یک از ما در حد ظرفیتمان چنین امتحاناتی را در پیش داریم."

!!! ناب محمدی، تمدن !!! ی، جامعه مهدوی و ... همه اینها دغدغه ی انسان های متفکری ست که زود جا نمی زنند و !!! شمندانه قدم برمی دارند...