هوا  هر وقت که بارو نی ست

تو فکر من چرا نیست 

پرم از خاطرات تو همونایی که می دونی 

 

مگه یادم می ره یک دم تا هر وقتی که من زتده ام تو بانی یه مشت شعری هم الان و هم  در اینده ام 

دلم می خواد بیام پیشت

بزار م سر روی دوشت  بگم می میرم از عشقت برم گمشم تو اغوشتتتتتتتتت 

 

من وتو زیربارون بود

به جون هم قسم خوردیم...

تو چشم هم نگاه کردیم نگاه کردیم از عشق هم مردیم ...