پسر و قرمساق اعصاب خورد ب نگذاشت من بخوابم از ظهر تا حالا هم که بلند شده نشسته پا لب تاپ بهش میگم پاشو لباسها و وسایل تو جمع کن مس ه می‌کنه منم عصبی شدم از خونه انداختمیش بیرون این پسر هم بهش برخورده می‌خواهد بره اه یک هفته روی اعصاب من راه رفتند،مگه اینجا پاتوق

حالا قرار اینجا همه شون جمع بشوند اینجا زندگی ی و تخمی منو باش

مامان هم راه افتاده بیاید اینجا