تاریخچه مداخلات رنج آور در کانون وکلا

داستان پیری رنجور کانون وکلا
 

وحید قاسمی‌عهد ‌ !!! !!!

 خبر رد لایحه جامع وک !!! ازسوی کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس در مورخ ٢٤ آبان ٩٥ موجی از خوشحالی و مسرت را در بین وکلا به راه انداخت. لایحه‌ای که استقلال کانون وکلا و به‌تبع آن استقلال !!! را به سرای نیستی رهنمون می‌ساخت. استقلال !!! همانند استقلال مقام قضائی از اصول شناخته‌شده جهانی است. فقدان این اصل اجرا و اعمال عد !!! را درجامعه صعب و غیرممکن می‌کند، اما داستان به همین‌جا ختم نشد بلکه ضمن رد کلیات آن لایحه تصمیم بر این شد تا موارد ضروری از قانون فعلی وک !!! اصلاح شود. تصمیمی که خوشحالی ناشی از رد لایحه وک !!! را مکدر کرد و اکنون ترس و تردیدهای مستمر و مزمن حاکم بر کانون‌های وکلا ادامه یافت. شاید، درک این همه شعف ناشی از رد کلیات لوایح جامع وک !!! و ترس و تشویش برخاسته از ابهام در سرانجام اصلاحات آینده قوانین وک !!! برای !!! انی‌که داستان سالخورده‌ترین نهاد مدنی را نمی‌دانند قابل درک نباشد. تشویش، تردید و اضطراب، حالات همیشگی و ادامه‌دار خانه پیر وکلاست. داستان از آنجایی آغاز می‌شود که انقلاب !!! ی به پیروزی می‌رسد؛ انقلاب ایدئولوژیک، انقل !!! مبتنی بر نفی طاغوت و با شعار استقلال، !!! و !!! ، طبیعی بود که انقلاب برای استحکام پایه‌های خویش نیاز به جذب خودی و دفع غیرخودی داشت. دیری نپایید که کانون وکلا توجه شورای انقلاب !!! ی را به خود جلب کرد. نخستین تصمیم راجع به کانون‌های وکلا تحت عنوان لایحه قانونی راجع به تصفیه و پا !!! ازی در کانون وکلای دادگستری هرچند راجع به پا !!! ازی وکلا در ظرف زمانی آن روزها معمول می‌‌کرد، افزون برآن، این قانون حامل پیامی بد برای کانون‌ها بود.