1-  شناسه ها ،تکواژوابسته تصریفی اند ودر شمارش تکواژها یک تکواژ محسوب
می شوند . البته اگر شناسه به تنهایی به جای فعل هم بیاید در این صورت به
عنوان تکواژ آزاد به حساب می آید: من اهل ایرانم ؛ َم یعنی هستم و یک
تکواژ آزاد است . به همین دلیل است که  « ی » اسنادی در فعل ربطی ، یک
واژه محسوب می شود . مثلاً « ی » در ، تویی ← دو تکواژ ( تو + ی )      «
ی » اوّلی در« تویی » حرف میانجی است و در شمارش تکواژ به حساب نمی آید .

 

2-  تکواژ صفر / تهی( φ ) نمود آوایی نداردامّا در شمارش یک تکواژ به
حساب می آید ؛ مانند« است »  که ۲ تکواژ است . گفته بود ø شنیده است + ø
، دیده بود + ø  ، می¬آمد + ø  ، برو + ø  ، نرو  ø  .. ( فعل های دوم
شخص مفرد امر و نهی تکواژ تهی دارند )  ، در ماضی مستمر سوم شخص مفرد ،
دو تکواژ تهی داریم :  داشت ø می گفت ø  ، در واقع ما فعل یک تکواژی
نداریم و هر فعل حداقل از دو تکواژ پدید آمده است .

 

3-  نقش نمای اضافه (-ِ )  یک واج ، یک تکواژ و یک واژه است . نقش نمای
اضافه ( -ِ ) وحروف پیوند مثل « و » به تنهایی یک واژه اند .

 

4-  « برایِ » یک واژه است و یک تکواژ ؛ زیرا ( -ِ ) زیر صامت « ی »
متعلّق به خود واژه است و نقش نمای اضافه نیست . برخی واژه های « مثل ِ »
و « مانند ِ » را نیز چنین می دانند . « از برایِ » « بدون ِ» « بهرِ »

 

5-  گروه فعلی بر روی هم یک واژه به حساب می آیدو ممکن است چندین تکواژ
داشته باشد : « داشتند برمی گشتند ( 6 تکواژ ) ، خواهم رفت ( 3تکواژ ) ،
خوانده است ( 4 تکواژ ) ، می رفت ( 3 تکواژ ) و ... »

 

6-   « ان » تکواژ گذرا ساز است. این تکواژبه بن مضارع بعضی از فعل های
ناگذر افزوده می شود و آن را گذرا به مفعول می سازد ، همچنین به برخی فعل
های گذرا . تکواژ گذرا ساز « ان » جمله های دو جزیی را به سه و سه جزیی
را به چهار جزیی تبدیل می کند . برخی از مصدر ها مثل : شتافتن ، زیستن ،
آسودن ، این تکواژ را نمی پذیرند.

 

7-  افعالی مانند « دیده شده است و ... » با وجودداشتن فعل معین ( کمکی )
ساده اند ، چون بن مضارع آنها یک تکواژ است  ← « بین »  .  چنین فعل هایی
در شمارش واژه ها یک واژه به حساب می آیند ، چون  افعال کمکی به تنهایی
واژه نیستند .

 

8- واژه های « نیست ، باید ، شاید ، پهناور ، ادبیّات » به ترتیب : « ۳،
، 2 ، ۲، ۳،  ۳  » تکواژ اند . واژه ی شاید نیز مثل باید دارای دو تکواژ
است .

 

9 - ملاک تشخیص واژه های ساده از غیر ساده وضعیّت امروزی آن هاست و اهل
زبان پیشینه تاریخی زبان را در نظر نمی گیرند ، واژه های زیر ساده اند :
« تابستان ، زمستان ، دبستان ، ساربان ، خلبان ، شبان ، زنخدان ، ناودان
، خاندان ، سیاوش ، سهراب ، رستم ، تهمینه ، شیرین ، دستگاه ، استوار ،
بنگاه ، پگاه ، غنچه ، پارچه ، کلوچه ، کوچه ، مژه ، دیوار ، دیوانه ،
رادار »

 

10-  تکواژ آزاد را« پایه » ووابسته را « وند » می گویند .

 

11-  اسم ها از نظر ساخت عبارتند از : ۱- ساده « کیف ، کتاب و... » ۲-
مرکب « کتاب خانه ، آبدارخانه ، و... » ۳- مشتق « گ !!! ار ، د !!! ده ، ترشی ،
و ... » ۴- مشتق مرکب « دانش سرا ، دادوبیداد ، دوچرخه و... »

 

12-  تکواژ ها بر دو نوع هستند 1 – آزاد 2 – وابسته ؛   *   تکواژ های
آزاد  خود بر دو نوع هستند :
     الف ) تکواژ آزاد قاموسی : که معنا و کاربرد مستقل دارد مانند : مرد
، راه ، دست و ...
     نکته : بن فعل ها چه ماضی و چه مضارع ، تکواژ آزاد قاموسی هستند مثل
دان در « دانش »  یا !!! ید در « !!! یدار » .
     ب  )  تکواژ آزاد دستوری : که کاربرد مستقل دارد ولی معنای مستقل
ندارد و در ساختار جمله معنا می یابد .تکواژهای آزاد دستوری شامل : ۱-
حروف پیوند ۲- حروف اضافه ۳- را مفعولی ۴- حروف ندا 5- ضمایرشخصی متصل و
منفصل ۶- مخفف زمان حال بودن « -َ م ، ی ، یم ، ید ، ند = هستم ، هستی و
...7 - ضمایر اشاره (« همان و همین » یک تکواژ به حساب می آیند) ، پرسشی
، مبهم و تعجبی ۸ -  نقش نمای اضافه (-ِ )  ۹- ب که در آغاز اسم می آید و
قید نشانه دار می سازد جزء تکواژهای آزاد ( دستوری ) است .  بخوبی
    * تکواژ های وابسته نیز که معنا و کاربرد مستقل ندارند و به اول ،
وسط یا آ !!! واژگان اضافه می شوند ، خود بر دو نوع هستند :
          الف ) تکواژ وابسته ی تصریفی که واژه را برای نقش و جایگاه
جدید در جمله و گروه آماده می کند و معنای آن را عوض نمی کند و واژه ی
تازه ای نمی سازند ؛ تکواژهای وابسته ی تصریفی عبارتند از : ۱- «ی» نکره
۲– نشانه های جمع ۳- «تر/ ترین » ۴- شناسه ها ۵- جزء پیشین فعل ها ( می ،
همی ، مـ ، ﺑـ ، ﻧـ ← می روم ، بروم ، نروم ) ۶- پسوند گذرا ساز ( ان )
۷- پسون های ماضی ساز ( اد ، ید ، ست ، ت ، د ← افتاد ، کشید ، دانست ،
کُشت ، خورد )   ۸- تکواژ صفر / تهی (ø )   ۹- نشانه های عدد ترتیبی هم
جزء تکواژ وابسته ی تصریفی است هشت    ُ مین  ،   ُ م  ۱۰-  شناسه های
ماضی نقلی ( ام – ای – ø – ایم – اید – اند ) تکواژ وابسته ی تصریفی
هستند ۱۱- الف در فعل دعایی « کناد » نیز تصریفی است .
       ب ) تکواژ های وابسته ی اشتقاقی : که نقش اصلی آن ها واژه سازی
است و در پیوند با تکواژ آزاد ، واژه ی جدید می سازند مانند : چه در «
بیلچه » ، ک در « اتاقک » ، مند در « کارمند » و .....
نکته : « ه » آ !!! ِ « آزاده » و « خسته » یک تکواژ  اشتقاقی است ولی در
کلمه ای مثل « ویژه » چنین نیست ؛ ویژه یک تکواژ است و ویژگی دو تکواژ
است .

 

13-  « همان و همین » یک تکواژ به حساب می آیند ( تکواژ آزاد دستوری ؛
صفت اشاره ) . « هم چون و هم چنین و این چنین » به خاطر داشتن یک تکیه یک
واژه و دو تکواژاند ؛ « چنین » صرف نظر از دستور تاریخی ، فقط یک واژه و
یک تکواژ است .

 

14 - « ان » در پلکان مجموعه ساز است و واژه ساده به حساب می آید .

 

15-  واج کوچکترین واحد صوتی زبان است که خودش معنایی ندارد امّا تفاوت
معنایی ایجاد می کند .

 

16-  در زبان فارسی هیچ هجایی با مصوت آغاز نمی شود و مصوت همیشه دومین
واج هجا است .

 

17-  « آ » دو واج به حساب می آید زیرا از همزه + مصوت بلند ، درست شده است .

 

18-  در کلماتی مثل « خواهر ، خویش ، چون ، خوان » در شمارش تعداد واج ها
به صورت ملفوظ آن ها توجّه کنید نه صورت مکتوب .

 

19-  در بحث واج ها ، حروفی که مشدد تلفظ می شود باید به صورت دو حرف نوشته شود .

 

20-  مصوت همیشه دومین واج هر هجا است ؛ لذا حروف  ا  ،  ی ، و   فقط
وقتی دومین واج هجا باشند مصوت به حساب می آیند .

 

21-  بعضی از کلمات مثل: مهربان ، خواستگار، خداوندگار و پروردگار، دو
تلفظی هستند که برای تعیین تعداد هجاها و واج ها باید به نحوه ی تلفّظ
این کلمه ها دقت کرد .

 

  22-  تفاوت تکواژ با واج : هرچند برخی از تکواژها نظیر نقش نمای اضافه
( ِ ) یا « و » عطف تنها از یک واج تشکیل می شوند ، تفاوت تکواژ با واج
در این است که واج واحد های آوایی بی معنای اما معناساز  زبان هستند در
حالی که بسیاری از تکواژها دارای استقلال معنایی هستند .

 

23-  تکواژ « ان » که در برخی واژه ها بر جمع بودن دل !!! نمی کند و معانی
دیگری نظیر : مکان ، تشبیه ، زمان ، قید ح !!! و اسم مصدر دل !!! دارد ،
تکواژ اشتقاقی به شمار می آیند نه تصریفی : !!! ان ، کوهان ، شادان ،
بامدادان ، یخبندان

 

24-  واج میانجی تکواژ به حساب نمی آید ؛ مثلا صامت میانجی « ی » پس از
تکواژ منفی ساز در افعالی که با مصوّت آغاز شود :
                     افتاد ---- نیفتاد            آمد ------ نیامد
     « گ » در پرندگان ( پر – نده – ان )
                 « ک » در نیاکان ( نیا – ان )
     « ی » در  دانشجویان ( دان-   ِش- جو – ان )
             « الف » در نامه ای و خانه ای
     « ج » در سبزیجات
                     « ی » در روستایی ، نامه یِ احمد
     « و » در آهوان ( آهو – ان یا وان )
                  « ه » در بهِش ( بِ – ِش )
   « د » در بدان ( بـِ – ان )

 

25-   توجّه به تکواژ¬های ماضی ساز :
نحوه¬ی تشخیص تکواژ¬های ماضی¬ساز : باید به این نکته توجّه کرد که تمام
افعال از بن مضارع ساخته می¬شود امّا با گذشت زمان برخی از افعال از
ریشه¬ی خود دور شده¬اند ولی در تعدادی از آن¬ها هنوز بن¬های مضارع به شکل
اوّلیّه در درون تمامی افعال ، چه ماضی و چه مضارع باقی مانده¬است پس
می¬توان در افعال ماضی هم بن مضارع آن فعل را یافت .باید به این نکته
نیزتوجّه کرد که تنها بن¬های مضارعی را در افعال ماضی باید تجزیه کرد که
بدون تغییر در افعال مضارع کاربرد دارند .
انواع پسوند¬های ماضی ساز :
« ید » : خندید ، چرخـید ، گنجـید ، دوید ، پرید ، پاشـید ، جنبـید و ...
« د »  : خورد ، خوانـد ، مانـد ، گردانـد ، دوانـد ، خورانـد ، آورد ،
افشانـد ، افکنـد و  ...
« اد » : افتـاد ،  نهـاد ، ایستـاد ، فرستـاد ،
« ست » ( ـِست ) : زیـست ، مانـِست ، آراست ، توانـِست ، گریـست ،
«  ت » : بافـت ، شکافـت و ...
    هر چند برخی تکواژ های ماضی ساز را به حساب آورده اند و درست هم همین
است ولی  در کتاب های درسی زبان فارسی ، امتحانات نهایی و کنکور سراسری
!!! ها جز در مورد فعل هایی که با تکواژ « ان » گذرا شده اند ، به
عنوان یک تکواژ پذیرفته نشده اند بنابراین تکواژ ماضی ساز را فقط در این
مورد به حساب بیاوریم :
  خو !!! د (فعل ناگذر) ← خواباند (گذرا) : خواب (بن مضارع ) + ان (علامت
گذرا کننده ) + د ( علامت ماضی ساز )+ ø

 


26-  افعال چه یک تکواژ باشند و چه چند تکواژ با هم یک فعل را تشکیل 
می¬دهند : گفت ، گفته¬است ، گفته بود ، گفته-شده¬بود ، گفته باشد ،
گفته¬¬¬¬ شده باشد و ... هر یک تنها یک واژه هستند .و یا افعال مرکّب با
تمامی اجزا یک واژه محسوب می¬شوند : آوردن = یک واژه ،  به دست آوردن (
به معنای !!! ب !!! ) = یک واژه ،  به حساب آوردن = یک واژه ، کلاه¬برداری
!!! = یک واژه  ،  کلاه به سر !!! ی گذاشتن و امثالهم نیز یک واژه محسوب
می¬شوند .

 

27-  مواظب باشیم گروه کلمه را هرچند اجزای کوچکی داشته باشد یک واژه
محسوب نکنیم : دلش می¬خواست . ( دل =یک واژه و ـَش = یک واژه)       (
ازم پرسید . ( از = یک واژه  ـَم = یک واژه  پرسید= یک واژه  )

 

28-  نیست = نی + ست ( است ) +  ø (شناسه¬ی صفر ) /  بجود = ب + جو = ـَد
( شناسه )  /  ماست ( فعل )  = ما + ست ( است ) +  ø (شناسه¬ی صفر )    /
 بر¬می¬آید = بر + می +آ ( آی ) + ـَد (شناسه ) /  ادبیّات = ادب + ی +
ات  /  ماندگار = مان + د ( پسوند ماضی ساز ) گار  / تکاپو = تک + ا + پو
 / زیبایی = زیب (بن مضارع ) + ا ( پسوند صفت ساز ) + ی ( یی ) ( پسوند
اسم ساز ) درصورتی که: ۴ تکواژ-  وقتی که : ۳ تکواژ - چنانچه : ۲ تکواژ
پروردگار : ۲ تکواژ- پرندگان : ۳ تکواژ

 

29-  « در شعر « باغ من » ، شاعر به توصیف پاییز می¬پردازد و پاییز را نه
فصل بی¬حاصلی و خشکی و نازیبایی که مظهر زیبایی و پادشاه فصل¬ها می¬داند
. »
تکواژ¬ها = ( در /شعر / ـِ / باغ / ـِ / من / شاعر / به / توصیف / ـِ /
پاییز /می / پرداز / ـَد / و / پاییز / را / نه / فصل / ـِ / بی / حاصل /
ی / و / خشک / ی / و / نا/ زیب / ا / یی (ی) / و / پادشاه / ـِ / فصل /
ها / می / دان / ـَد /  )
واژه¬ها :  ( در /شعر / ـِ / باغ / ـِ / من / شاعر / به / توصیف / ـِ /
پاییز /می  پرداز َد / و / پاییز / را / نه / فصل / ـِ / بی  حاصلی / و /
خشکی / و / نا زیبایی / و / پادشاه / ـِ / فصل¬ها / می¬دانـَد /  )
-       « نثر تاریخی در قرن پنجم در کتاب تاریخ بیهقی اوج و اعتبار خاصّی یافت . »
تکواژ¬ها : ( نثر / ـِ / تاریخ / ی /  در / قرن / ـِ / پنج / ـُم / در /
کتاب / ـِ / تاریخ / ـِ / بیهق / ی / اوج / و / اعتبار / ـِ / خاصّ / ی /
یافت / ø /
واژه¬ها : ( نثر / ـِ / تاریخی /  در / قرن / ـِ / پنجـُم / در / کتاب /
ـِ / تاریخ / ـِ / بیهقی / اوج / و / اعتبار / ـِ / خاصّی / یافتø /
-       « قلمرو خیال آن¬ قدر  وسیع و پهناور است که هر چیز غیرممکن می¬تواند
در آن جاشدنی و بودنی باشد . »
تکواژها : ( قلم / رو / ـِ / خیال / آن /قدر / وسیع / و / پهن / ا / ور /
است / ø / که / هر / چیز / ـِ / غیر / ـِ / ممکن/ می / توان / ـَد / در /
آن / جا / شد / ـَن / ی / و / بو 1 / د 2 / ـَن / ی / باش / ـَد /   (1-
« بودن » دو بن مضارع دارد :  « بو   و  باش »        2- پسوند  ماضی ساز
است . )
واژه¬ها : ( قلمرو / ـِ / خیال / آن /قدر / وسیع / و / پهناور / استø /
که / هر / چیز / ـِ / غیر ممکن/ می توانـَد / در / آن /    جا شدَنی / و
/ بو دَنی / باشـَد /
-       « با گسترش شعر فارسی در عراق و توجّه نویسندگان و شاعران به علوم و
ادبیّات در شعر و نثر تحوّلی پیدا شد . »
تکواژ¬ها : ( با / گستر / ـِش / ـِ / شعر / ـِ / فارس / ی / در / عراق /
و / توجّه / ـِ / نویس / ـَنده / ان (گان) / و  / شاعر / ان / به / علوم
/ و / ادب / یّ / ات / در / شعر / و / نثر / تحوّل / ی / پیدا / شد / ø /
واژ¬ه¬ها : ( با / گسترش / ـِ / شعر / ـِ / فارسی / در / عراق / و /
توجّه / ـِ / نویسـَندگان / و  / شاعران / به / علوم / و / ادبیّات / در
/ شعر / و / نثر / تحوّلی / پیدا / شدø /
-       « ویژگی نثر عرفانی ،  سادگی و نزدیک بودن آن به زبان محاوره است . »
 تکواژ¬ها ¬¬ : ( /ویژه / ی (گی) / ـِ / نثر / ـِ / عرفان / ی / ساده / ی
(گی) / و  / نزدیک / بو / د / ـَن / ـِ / آن / به / زبان / ـِ / محاوره /
است /  ø /
واژ¬ه¬ها : ( /ویژگی / ـِ / نثر / ـِ / عرفانی / سادگی / و  / نزدیک بودن
/ ـِ / آن / به / زبان / ـِ / محاوره / استø /
-       « با پیشرفت ِ صنعت و گسترش ِ فنون ِ ارتباطات ، اکنون رسانه های ِ
دیداری و شنیداری به کمک محققان آمده اند تا سرعت و دقّت پژوهش ها را
بیفزایند .
تکواژ : با / پیش / رفت /   ِ  / صنعت / و / گستر /  ِ ش /   ِ  / فنون /
  ِ  / ارتباط / ات / اکنون / رس / انه / ها / ی ِ / دید / ار / ی / و /
شنید / ار / ی / به / کمک /   ِ / محقق / ان / آمد / ه / اند / تا / سرعت
/ و / دقّت /   ِ / پژوه /  ِ ش / ها / را / ب / افزای / ند ( 45 تکواژ )
واژه : با / پیشرفت / ِ / صنعت / و / گسترش / ِ / فنون / ِ / ارتباطات /
اکنون / رسانه ها / ی ِ / دیداری / و / شنیداری / به / کمک / ِ / محققان
/ آمده اند / تا / سرعت / و / دقّت / ِ / پژوهش ها / را / بیفزایند (29
واژه)
-   « این نوشته ها پر از نکاتِ و لطایفِ تاریخی، اجتماعی، دینی و ادبی است.»
تکواژ: / این / نوشت / ـه / ها / پر / از / نکات / و / لطایف / ــِـ /
تاریخ / ی / اجتماع / ی / دین / ی / و / ادب / ی / است /   21 تکواژ
واژه: / این / نوشته ها/ پر / از / نکات / و / لطایف / ــِـ /تاریخی /
اجتماعی / دینی / و / ادبی / است/ 14 واژه
-    « وظیفه‌یِ مترجمِ ادبی آن نیست که مطلب را بجود و در دهان خواننده بگذارد.»
تکواژ: / وظیفه / یِ / مترجم / ــِـ / ادب / ی / آن / نی/ است/    / که /
مطلب / را / بـ / جو / د / و / در / دهان / ــِـ / خوان / نده / بـ /
گذار / د/  25 تکواژ
واژه: / وظیفه / یِ / مترجم / ــِـ / ادبی / آن / نیست / که / مطلب / را
/ بجود / و / در / دهان / ــِـ / خواننده / بگذارد/  17 واژه

 


30- تنوین تکواژ اشتقاقی است . معمولاً ( معمول + اً ) 

 

31 – باید به فرق هجا و تکواژ دقت کرد . هجا کوچکترین ساخت واجی ( آوایی
) است که از ترکیب چند واج حاصل می شود و می توان آن را در یک دم زدن
بدون قطع نفس و بی فاصله ادا کرد ( همان بخش !!! واژه در دوره ی ابت !!!
) امّا تکواژ کوچکترین واحد معنی دار یا دستوری زبان است . ممکن است
تعداد تکواژ و هجای یک واژه مساوی باشد امّا این نباید ما را به اشتباه
بیندازد که فکر کنیم تعداد هجا و تکواژ های یک واژه عین هم هستند به دو
مثال دقّت کنید : « گل » هم یک هجا و هم یک تکواژ است ؛   « اردیبهشت »
چهار هجایی است اما یک تکواژ به حساب می آید . پس تکواژ مربوط به معنای
زبان است و هجا مربوط به آوا و تلفّظ زبان .

 

32- در کلمات عربی « ه » تانیث و « ه » مصدر ها را تکواژ حساب نمی کنند .
ضاله ، مقدسه

 

33- حرف تعریف یا معرفه ساز «ال » را یک تکواژ به حساب بیاوریم : کمال +
ال + ملک ( کمال الملک )

 

34 – کلمه ی روان اگر به معنای جاری باشد دو تکواژ ( رو + ان ) و اگر به
معنای روح باشد یک تکواژ است .

 

35- برخی از واژه های مشتق که نیاز به دقّت دارد  : نارس ، نشکن ، هم درس
، هفتگی ، وضعیّت ، افسرده ، گیره ، تابه ، ماله ، لبه ، پایه ، زمینه ،
سیاهه ة دهه ، روش ، دانه ، پذیرا ، ترکیه ، نامور

 

36- واژه ی « گلستان » : گل ( تکواژ آزاد ) ستان ( تکواژ وابسته اشتقاقی )
     واژه ی « هنرمند » : هنر ( تکواژ آزاد ) مند (تکواژ وابسته اشتقاقی)
   واژه ی « باسواد » : با ( تکواژ اشتقاقی ) سواد ( تکواژ آزاد )
واژه ی «نمی رفته» است : نـِ (تکواژ وابسته ) می (وابسته ) رفت ( آزاد )
هـ (اشتقاقی ) است (آزاد ) ø (وابسته)

 

37- واژه از یک یا چند تکواژ ساخته شده است و معنای مستقل ( قلم ، راه ،
دانشمند ) یا غیر مستقلی ( از ، در ، که ، با ) دارد .

 

38- !!! ره ی اضافه و مواردی مثل حروف پیوند ی مثل «و»  و  «ی»  اسنادی که
جزء تکواژ های آزادند ، در ظاهر معنی مستقلی ندارند ولی در ساختار جمله
مفهوم پیدا می کنند .

 

39- اسم در کنار نشانه ی جمعش ، یک واژه محسوب می شود : کتاب ها ( یک
واژه ) ؛ شهیدان ( یک واژه )

 

40- حرف ربط و حرف اضافه خود در حکم یک واژه اند :
     من  دیروز   یکی   از  دوستانــــم      را    در   خیابان   دیدم
( ده واژه )
41 - « ریاضی » یک تکواژ آزاد است ( دستور زبان انوری )

 

42- فعل امر  نیز سه تکواژ دارد : برو    ( ب + رو + ø ) به همین ترتیب
است :  نرو (3 تکواژ) ، هست ( دو تکواژ)

 

43- تکواژ های دو فعل مهم :
   الف : خندانیدن : خَند + ان+ ید (ماضی ساز ) + َن
   ب : رسانده باشد : رس + ان +  د +  ه  + باش +   َد

 

44- واژه ی « خداوند » را یک تکواژ آزاد می گیرند ؛ البته از نظر دستور
تاریخی دو تکواژ  محسوب می شود .

 

 45- « ه » مفعولی تکواژ وابسته ی اشتقاقی است .