فصل ، فصل خیش و فصل گندم است
عاشقان این فصل ، فصل چندم است ؟

گندم زار یاتان

فصل گندم ، فصل جو ، فصل درو
فصل بی خویشی است ، فصل خویش نو
چارفصل سال را رسم این نبود
هیچ فصلی اینچنین خونین نبود

کوه دارسو و گندم زار اطراف

 

فصل کشت و موسم برزیگری است
عاشقان این فصل ، فصل دیگری است

فصل گندم ، فصل بار و برکت است
عاشقان این فصل ، فصل حرکت است

کوه آق داغ و گندم زار اطراف

چند فصلی کشت بذر عشق کن

هر چه قربانی است نذر عشق کن
خوشه ی گندم پس از دی می رسد
داس تو افسوس ، پس کی می رسد ؟

گندم زار روستای یاتان
بار می بندیم سوی روستا
می رسد از دور بوی روستا...

 

ادامه شعر در ادامه مطلب.....