صورت ظریف ، پیشانی بلند با چشم های سیاه و ابروهای پ !!! شت و سیاه و لب های قیطونی یک چهره ی کاملا شرقی ! همیشه همینطور بوده ام ... چه آن قبلتر هــا که آرایش می !!! و هر روز فرم موهایم را عوض می !!! و حس !!! به ظاهرم میرسیدم ! چه حالا که حجاب برتر دارم ... من هنوز همان دخترک بازیگوش و شیطون هستم که تو سرم پر از فکرهای طلایی و رویای آینده ست ... از 6 سال پیش که چادری شدم همه ی نگاه ها روی من تغییر کرد تحقیر و کنایه شنیدم توی این چادر پخته نمیشی؟!! برچسب خوردم مهم ترینش را عزیزترین های زندگی ام بهم زده اند ! برچسب امل شده ای شد ورد زبان خیلی ها ... همین خیلی ها تا همین چند وقت ِ پیش عاشق شخصیت من بودند !!! یکی از هیجان انگیز ترین روزهای زندگی ام روزی بود که برای اولین بار چادری سر کلاس !!! رفتم !!! همکلاسی های دختر و پسرم حتی نزدیک ترین دوستامم تا چند دقیقه فقط به من زل زده بودن !!! من اوایل خیلی اتفاقی چادری شدم .. اولین چادر زندگی ام یک چادر مشکلی ملی زیبا بود که به درستی نمیتونستم کنترلش کنم ! گاهی به عقب کشیده میشد گاهی هم روزهای بارانی انتهای چادرم خیس خیس میشد ! یادم می آید یک بار هوا به شدت طوفانی بود و بادی شدیدی میومد وقتی از خیابان رد میشدم چادرم به سپر یک ماشین گیر کرد و !!! شد ! بعد ترهـــا اعتقادم به چادر تغییر کرد ! چادری که واسطه بود به اصلی ترین پوشش من تبدیل شد و حجابم ارزشمندترین چیزی که دارم ! هنوزم بعد گذشت این همه سال نگاه خیلی ها به من برچسب خوردست هنوزم خیلی ها چادر و حجاب منو باعث از بین رفتن طراوت و شاد !!! من میدونن ... و معدود افرادی بودند که درک !!! من هنوزم همون دخترک بازیگوش و شیطونم ... هیچ !!! نفهمید این ظاهر من بود که تغییر کرد و و شخصیتم هیچ وقت عوض نشد !!! وقتی چادری نیستی به راحتی میتونی چادری بشی ! اما هیچ وقت یک چادری به راحتی نمیتونه حجاب و چادرشو کنار بزاره !!! درد دارد توی جامعه !!! ی زندگی کنی جایی که حجاب برتر یعنی چادر حجاب رسمی و کامل کشور باشه و اون وقت وقتی توی خیابون راه میری نگران نگاه های تحقیر امیز و پرسشگرانه ی مردم باشی !!!