تو با آغوش خود، تسکین مُرفینی
یه فنجان چای بعد از خواب سنگینی

زبانت آب نمناکش چه معجونی ست
لبانت تمر هندی، ترش وشیرینی

 

لبت گیلاس، دو سیب گونه هایت تُرد

اناری ترش، " یا نفسی اَغیثینی "

 

تو را دیدند و آن فرضیه باطل شد

تکامل گشته ی قدّیس هر دینی

تو آن خورشید و ماهِ یوسفی شاید
همان تعبیر خواب ابن سیرینی

کنارت هر دعایی را اجابت کرد
تو رفتی و ندیدم مرغ آمینی

"وحیدم" با تو من در جمع تنهایم
چه راحت رو به رویت را نمی بینی

 قم - ۱۳۹۵/۹/۳۰